به اوج سماوات رسانيده بعد از سير « 1 » چشمى به موايد الوان عنايت و احسان ، رخت معاودت به سراى خود كشيد و بعد از چند روز فرمانپذيران به تهيّه و تدارك اسباب چراغان پرداخته ميدان دارالمؤمنين « 2 » كاشان را به گلهاى آتشين ، شمع و چراغ غيرت باغ و بستان ساختند و در آن جشن ارم نگار چون چراغ دماغ « 3 » مجلسيان به پرتو شمع ساغرهاى سرشار [ 151 ] فروزان گرديده از راه مزيد عاطفت و احسان ، صفدر خان را به آن جشن خلدنشان طلب داشته « 4 » به پيمودن ساغرهاى عنايت و احسان دماغ جان خدمتش را دو بالا رسانيد و در اثناى گرمى هنگامهء عيش و نشاط به انهاى عرضه داشت جانباز سلطان ولد شهباز « 5 » سلطان زنگنه به تحقيق انجاميد كه چون خان احمد خان از بيم تيغ غازيان جان فشان گريزان و هراسان به موصل مىرسد به درد بىدرمان نمكبهحرامى گرفتار گرديده رخت قرار به دار البوار مىكشد « 6 » و به پرتو اين خبر چراغ عقيدت و اخلاص فدويان آستان ولايتنشان « 7 » بيشتر از پيشتر فروزان گرديده مآل حال نمكبهحرامان را به ديدهء عبرت ديدند . و چون اعلام جهانگشا به صوب مقصد مرحلهپيما بود ، از دارالمؤمنين كاشان نهضت فرموده بعد از سير و تماشاى « 8 » آتشبازى نياسر « 9 » كاشان مراحل مىپيمودند تا به دولت و اقبال در دهم شهر جمادى الآخر اين سال فرخفال در مقرّ سلطنت بىزوال نزول اجلال فرمودند « 10 » و چون قبل از ورود مركب مسعود ، ابراهيم سلطان از راه امتثال « 11 » فرمان لازم الاذعان وارد دار السلطنهء اصفهان گرديده به كلك
هامش
( 1 ) . الف ، ب : سر .
( 2 ) . الف ، ب : « دارالمؤمنين » ندارد .
( 3 ) . الف ، ب : « دماغ » ندارد .
( 4 ) . الف ، ب : داشتند .
( 5 ) . الف ، ب : شاهباز .
( 6 ) . الف ، ب : مىكشند .
( 7 ) . الف ، ب : « ولايتنشان » ندارد .
( 8 ) . الف ، ب : شكار .
( 9 ) . نياسر : نام يكى از دهستانهاى بخش قمصر شهرستان كاشان است . اين دهستان در شمال باخترى قمصر و شمال دهستان پرزوك در منطقهء كوهستانى و خوشآبوهوايى واقع است . ( فرهنگ جغرافيايى ايران )
( 10 ) . قصص الخاقانى ، ج 1 ، ص 241 : « به تاريخ چهاردهم شهر جمادى الثانى داخل بلدهء طيبهء اصفهان شدند » ؛ تاريخ صفويان ، ص 92 : « روز پنجشنبه چهاردهم جمادى الثانى با ايلچى مذكور [ صفدر خان ] از راه چهارباغ داخل اصفهان شدند » .
( 11 ) . ب : امتنان .