چراغان و تهيّهء اسباب آيين بستن و آتشبازى و تدارك لوازم استقبال موكب اقبال به دار السلطنهء اصفهان فرستادند و در خلال اين احوال به انهاى عرض قوللرآقاسى به وضوح پيوست كه امراى عالىشأن بعد از وقوع آن فتح نمايان عنان عزيمت به صوب ولايت كردستان انعطاف داده از قلاع حصينهء آنجا ابواب استحكام و تهيّهء اسباب قلعهدارى بر روى قلعهء زلم و قلاع حسنآباد و مهرمان و قزلجه گشاده ساير قلاع آن ديار را خراب و ويران و خاك آن را به باد فنا داده با اسباب و اموال خان احمد خان اردلان روى توجّه به درگاه آسمان جاه نهادهاند « 1 » . و بنا بر آنكه در توجّه به صوب صواب « 2 » دار السلطنهء اصفهان نعل پريوش ابرش در آتش بود از سلطانيه به صوب مقصد « 3 » روانه گرديده كوكبهء موكب ظفرنشان بعد از قطع مراحل و طىّ منازل به حصار درنا كه در دو منزلى دار السلطنهء قزوين به جهت شكار كلنگ معمار راى رزين رنگ آن را « 4 » ريخته رسيد و بعد از نشاط صيد و شكار ، موكب ظفر نگار بر قرار به صوب مقصد رهگراى « 5 » بود تا دارالمؤمنين كاشان نزول جلال روى نمود و مقارن آن چون به انهاى منهيان قرب ورود صفدر خان ايلچى فرمان فرماى ديار هندوستان به حوالى دارالمؤمنين كاشان معلوم گرديد ميهماننوازىهاى شهريار سرافراز ، جانى « 6 » خان ايشيك آقاسىباشى « 7 » را با جمعى از يوزباشيان و اعيان به استقبال وى مأمور و روان گردانيد و خان مشار اليه به لوازم امر مذكور قيام و اقدام نموده بار اقامت ايلچى مذكور را در خارج حصار شهر گشود . و بعد از دو روز به فرمان خاقان گيتىفروز « 8 » بزمى خسروانه و مجلسى پادشاهانه در عمارت ارم نشانهء دولتخانه ترتيب داده ابواب دخول آن بزم خلدنشان بر روى صفدر خان گشادند و خدمتش در آن جمعيّتآباد « 9 » ناز و نعيم به شرف كرنش و تسليم خاقان هفت اقليم مشرف گرديده به توجّهات گوناگون و نوازشات از حد افزون سر مباهات
هامش
( 1 ) . الف ، ب : نهادند .
( 2 ) . الف ، ب : باصواب .
( 3 ) . الف ، ب : مقصود .
( 4 ) . ب : آب را .
( 5 ) . الف ، ب : راهگراى .
( 6 ) . ب : جانى بيك . الف : جانى بيك خان .
( 7 ) . الف ، ب : « باشى » ندارد .
( 8 ) . الف ، ب : گيتىستان .
( 9 ) . الف ، ب : با .