بهشت بنياد ترتيب دادند و اورنگ خسروى خاقان والانژاد را در صدر آن بزم ارم قرين نهاده صفدر خان و ساير ميهمانان و عموم مجلسيان را با آن محفل خلد مشاكل بار دادند و بعد از آنكه به آتش بىدود بادهء ارغوانى هنگامهء عشرت و كامرانى گرم گرديد آتشبازان چون شعلهء آتش سوزان به جانب قلعهها كه در ميان ميدان به ذروهء آسمان افراخته بودند دويده به شرارى آتشكدهها در هر طرف فروزان گردانيدند و اين هنگامهء بو العجب كه چراغ افروز انجمن عيش و طرب بود تا نيمشب امتداد يافته بعد از آنكه به چابكدستى آتش سوزان و زور سرپنجهء تماثيل بىجان قلعهگيرى و قلعهدارى را به تماشاييان نمودند و كار نادرهكارى را به جايى رسانيدند كه در هر طرف از گلهاى رنگارنگ بهارى گلستانها پديدار گردانيدند و روز ديگر كه آفتاب انور با تاج زر از دريچهء افق سر به در كرد شهريار تاجدار بر اورنگ جهاندارى قرار گرفته ابواب انجاح مرام بر روى خواص و عوام گشود و مقارن آن قوللرآقاسى و شاهويردى خان بيگلربيگى ولايت لرستان و آقا خان مقدّم و ساير [ 153 ] امراى عالىشأن كه در سفر خير اثر كردستان طريق مرافقت يكديگر پيموده بودند بار اقامت در معسكر ظفر خاصيّت گشوده به شرف پاىبوس سرافراز گرديده سر و زنده و غنايم آن فتح نامدار را از نظر كيميا اثر خاقان گردون اقتدار گذرانيدند و در خلال اين احوال شاهباز عزم خسروانه به شكار جرگهء وحشى غزالان اردستان « 1 » بال پرواز گشوده صفدر خان ايلچى فرمان فرماى هندوستان و ساير ميهمانان را در آن عزيمت ملتزم ركاب اقبال نمودند و چون دايرهء جرگه به هم پيوسته نقش مرام صيدافكنى و شكاراندازى به شكار آهوى بسيار درست نشست ، طريق معاودت به پايهء سرير سلطنت مصير پيمودند .
هامش
( 1 ) . الف ، ب : كردستان .