نفت و باروت و امثال آن نمودند به اشارهء و الا در روز سه شنبه « 1 » بيست و پنجم ماه مبارك رمضان هول روز قيامت آشكار گرديد و [ 142 ] غازيان قلعهگشا با اسباب شورش يورش كمر جلادت و جانفشانى بر ميان [ بسته ] « 2 » به جانب حصار شير حاجى « 3 » و هدم بنيان آن دويدند و نخست به شعلهء چابكدستى آتش در چوب بست بنيان برج و باره حصار افكنده ريشهء انديشهء ثبات و قرار روميان قلعهدار را به تيشهء احراق و انهدام آن از بيخ بركندند و در آن روز چون شرارهء آن شعلهء عالمسوز كه به كرهء اثير پيوسته بود نمىگذاشت كه جنود ظفر ورود دست جرأت و جلادت به يورش شير حاجى از راهى كه دلخواه ايشان باشد توانند گشود و برج و باره [ حصار ] « 4 » جانب غربى قلعه نيز تا آن روز از آفت صدمات توپهاى رعدآوا ايمن و پابرجا مانده بود فرمان لازم الاذعان به عزّ نفاذ رسيد كه دامن زن شعلهء ظفر تلاشى خلف بيك چرخچىباشى كه در آن ولا به حفظ و حراست اردوى معلّى مأمور بود و از دور دستى بر آتش آن شرّ و شور مىداشت قدم جانفشانى به معركهء جلادت و كاردانى گذاشته در آن طرف از عمارت و آبادانى اثر و نشان نگذارد و آن فدوى جان نثار چون آتش سوزان طريق امتثال فرمان واجب الاذعان پيموده در عرض مدّت سه روز آن گره سردرگم را از كار لشكر ظفر شعار گشود . و چون وقت آن رسيد كه به نيروى بازوى دست ولايت و زور سر پنجهء دولت ابد مدّت ابواب مغلقهء « 5 » آن حصار گردونساى « 6 » بر روى روزگار دولت ابد بنيان مفتوح گردد ، عساكر اقبال به فرمان خاقان بىهمال در روز سهشنبه هفدهم شهر شوال « 7 » كه شش روز از نوروز سلطان « 8 » سيچقانئيل گذشته بود شورش يورش را از سر گرفته به پاى سربازى و جانفشانى به جانب قلعه شتافتند و بعد از انقضاى سه ساعت از روز مذكور علمى
هامش
( 1 ) . الف ، ب : روز شنبه .
( 2 ) . م : ندارد .
( 3 ) . الف ، ب : « شيرحاجى » ندارد . شير حاجى : حصارى كه بر دور حصار درون باشد . ديوار مستحكم كه گرد قلعههاى جنگى كشند ( معين ) .
( 4 ) . م : ندارد .
( 5 ) . الف ، ب : متعلقه .
( 6 ) . م : گردون شاى .
( 7 ) . تاريخ صفويان ، ص 91 : « روز سهشنبه هيجدهم شوال » .
( 8 ) . ب : سلطانى .