گرفتار بودند به حيات تازه اميدوار گرديده فرياد الامان به گوش كيوان رسانيدند و با آنكه جرايم و زلات مخالفت و نافرمانى ايشان بيش از آن بود كه ابواب عفو و بخشايش بر روى آن توان گشود مراحم بىكران شاهانه و مروّت بىپايان پادشاهانه ابواب دارالسلام امنوامان بر روى روزگار ايشان گشوده على قلى بيك برادر و نايب رستم خان سپهسالار را به حفظ و حراست جان و مال آن طايفهء بدفعال مأمور فرمود * و خدمتش از راه امتثال [ 144 ] فرمان لازم الاذعان آن گروه زيانكار را در روز شنبه بيست و دوم شهر شوّال « 1 » از زندان محاصره به حصار عفو و بخشايش خاقان والاتبار در آورده عساكر نصرت شعار را به قلعه داخل كرد و بعد از « 2 » تسخير آن قلعهء فلكشأن كه در ديدهء ديدهوران « 3 » دوربين طراز فتوحات سلاطين روى زمين بود كاركنان دولت ابد قرين بعد از سه روز به فرمان خسرو گيتىفروز مجلسى « 4 » خلدآيين مشحون به انواع خواستههاى گوناگون آراسته ، پاشايان و آقايان و ساير آن جماعت را به آن بزم ارم قرين طلب داشتند و حسب الفرمان قضا جريان ، رستم خان سپهسالار و بيگلربيگى آذربايجان به اتّفاق ساير امراى عالىشأن ، ذو الفقار كياى وكيلالوكلاى مرتضى پاشا و شيخى جان « 5 » پاشاى حاكم قارص و ابراهيم پاشاى فرمان فرماى مرعش و قراحصار و سوندوك پاشاى حاكم ادرنه « 6 » و مؤمن پاشاى صاحب لواى رقّه « 7 » و محمد پاشاى دفتر دار حاكم « 8 » بايبرد « 9 » و على « 10 » پاشاى ينكچرى آقاسى و والى برسا و رضوان آقاى قوللرآقاسى و محمد زمان پاشا و شاهين پاشاى ميرآخور و قدوز « 11 » پاشاى عزبباشى و مصطفى آقاى متفرّقه آقاسى را به آيينى گزين به آن « 12 » بزم ارم قرين رسانيده به عزّ بساط بوس سر بلند گردانيدند و مقرّر شد كه شاه نظر بيك قورچى
هامش
( 1 ) . تاريخ صفويان ، ص 91 : « روز سهشنبه 24 شوال » .
( 2 ) . ب : از آن .
( 3 ) . الف ، ب : ديده دوران .
( 4 ) . ب : مجلس .
( 5 ) . ب : شيخ خان .
( 6 ) . ادرنه : ولايتى است در روميلى در بخش تركيهء اروپا ، واقع در ساحل مارتيزا . ( معين )
( 7 ) . رقّه : شهرى در كنار رود فرات و اكنون خراب و ويران است . ( ناظم الاطباء )
( 8 ) . ب : « حاكم » ندارد .
( 9 ) . بابيرد به ابيورد ، نام ناحيتى است نزديك ارزروم ( لغتنامه ) .
( 10 ) . ب : پيراوغلى .
( 11 ) . الف ، ب : قدور .
( 12 ) . الف ، ب : « به آن » ندارد .