مرحلهپيماى گرديده چون در قصبهء شرور نزول موكب منصور « 1 » روى نمود به صدور منشور عاطفت و احسان كه نايب مناب خط امان بود محصوران قلعهء ايروان را از خواب گران مخالفت و نافرمانى تيقظ « 2 » و آگاهى ارزانى فرمودند و يكى از فدويان جان فشان حامل آن منشور باهر النور گرديده آن برات نجات و رستگارى را به مردم قلعه رسانيد و چون وخامت عاقبت پردهء ديدهء عاقبت بين آن بختبرگشتگان شده بود چشم اميد ايشان به رسيدن آن جواهر سرمه روشن نشد « 3 » و متانت حصار و حصانت ديوار را سپر تيرباران قضا شمرده به جد و جهد بسيار در كار قلعهدارى پاى ثبات و قرار افشردند و چون خبر وفور جسارت و ظهور خسارت آن گروه كمفرصت به معسكر ظفر خاصيّت رسيد به فرمان اورنگآراى سرير كيان درياى سيف و سنان موج زن گرديده عساكر نصرت شعار به شمار اوراق اشجار و قطرات امطار رخت قلعهگشايى به صوب قلعهء ايروان كشيدند و خسرو اقليمگير جهانگشا به عزمى ثابت و نيّتى راسخ و خاطرى آرميده و انديشهء سنجيده و اقبالى بلند و طالعى ارجمند عنان سمند ظفر پيوند به صوب « 4 » تسخير و تصرّف آن قلعهء خيبر مانند انعطاف داده در روز پنجشنبه پانزدهم شهر رجب المرجب كه روز استفتاح بود بار قلعهگشايى در پاى قلعهء ايروان گشاد « 5 » و به اشارهء و الا در مكانى كه شادروان جلال نوّاب گيتىستان فردوسمكان در پاى قلعهء ايروان « 6 » همدوش آسمان شده بود بارگاه جلالت و شأن را افراخته به جهت دفع صدمات توپ اهل قلعه سدى سديد در برابر دولتخانه طرح انداختند و در همان روز كه آفتاب رايت ظفر آيت « 7 » بر [ 140 ] ساحت آن ولايت پرتو وصول افكند قائممقام رستم دستان و نايب مناب سام
هامش
( 1 ) . الف ، ب : همايون .
( 2 ) . الف ، ب : بيدارى .
( 3 ) . الف ، ب : شد .
( 4 ) . الف ، ب : پيوند را به .
( 5 ) . قصص الخاقانى ، ج 1 ، ص 229 : « به تاريخ روز سهشنبه چهارم شهر رمضان المبارك 1044 هجرى مطابق سنهء ايتئيل تركى . . . حسبالاشارهء پادشاه قضا قدرت توأمان يورش بيداد به سركردگى رستم خان سپهسالار انداختند » .
( 6 ) . الف ، ب : « گشاد . . . قلعه ايروان » ندارد .
( 7 ) . ب : « ظفر آيت » ندارد .