تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران در زمان شاه صفى و شاه عباس دوم ( فارسي ) — صفحة 222

مساهمون:

ص٢٢٢
مدّت اقامت ييلاق مذكور « 1 » چون خبر قرب ورود صفدر خان ايلچى فرمان فرماى مملكت هندوستان به مسامع جلال خاقان گردون‌شأن مىرسيد ، ميرزا محسن مستوفى سركار خاصّهء شريفه را مهمان‌دار ايلچى مذكور و به استقبال وى مأمور و روان گردانيد . و همچنين چون قبل از اين به عرض خسرو روى زمين رسيده بود كه خليل سلطان قرامانلو حاكم اخست‌آباد « 2 » در ارسال قشون خود به امداد قلعه داران ايروان كه به آن مأمور بوده مساهله و اهمال نموده و حكام قلعهء بايزيد و باكويه بدون آنكه مضرّت و آسيبى به ايشان رسيده باشد قلاع خود را خالى كرده به دشمن سپرده‌اند « 3 » به فرمان قهرمان قهر كلبعلى بيك ولد خليل سلطان ، سر پدر را به درگاه جهان‌پناه فرستاده خود پاى بر سرير حكومت وى نهاد و آن دو مير بىجگر را زنده پوست‌كنده پر از كاه به درگاه عرش اشتباه آوردند و عيسى خان سلطان بوزجلو قائم‌مقام يكى از ايشان شد و مقارن آن خلف بيك سفره‌چىباشى و شاهوردى خان بيگلربيگى ولايت لرستان با قشون لرستان به « 4 » موكب ظفرنشان پيوسته نقش جمعيّت عساكر اقبال در ييلاق بزكش درست نشست و بعد از ورود سلطان مراد با لشكر خونريز و سپاه سراپا ستيز و آويز به دار السلطنهء تبريز « 5 » چون تقارب فئتين روى نموده بود و بنا بر قرب جوار قرار داد خاطر خاقان والانژاد آن گرديد كه خود به نفس نفيس با سپاه ظفر پناه سر راه بر لشكر قيامت اثر قيصر گيرد ، لاجرم از راه مصلحت وقت پردگيان تتق عفت را « 6 » با آغروق همايون و احمال و اثقال روانهء طارمين فرموده جريده و سوباى مهيّاى « 7 » مقاتله و معارضه اعدا گرديدند . و حسب الفرمان قضا
هامش
( 1 ) . ب : « ييلاق مذكور » ندارد . ( 2 ) . در تذكرة الملوك ص 77 « احناباد » و در عالم‌آراى عباسى ج 2 ، ص 716 « اخست‌آباد » آمده است . اخست‌آباد : در درهء سفلاى پمبك واقع است . ( سازمان ادارى ، ص 194 ) ( 3 ) . ب : سپرده‌اند و . ( 4 ) . الف ، ب : قشون آن موكب . ( 5 ) . تاريخ صفويان ، ص 90 : « سلطان مراد با پانزده هزار ينىچرى و توپهاى بزرگ روز دوشنبه ششم ربيع الاول از ايروان كوچ كرده متوجّه تبريز شدند » . ( 6 ) . ب : « را » ندارد . ( 7 ) . الف ، ب : مصمم .