گرفت ، اوضاع سياسى ، اجتماعى و اقتصادى ايران سخت دگرگون شده و وضع ايران از هر لحاظ با دوران شاه عبّاس اول متفاوت بود . وضع پريشان مردم ، نبود امنيّت ، تهاجم تركان و ازبكان ، خودسرى حكّام و ستمگرىهاى مأموران دولت و عصيانهاى پى در پى ، عرصه را بر مردم تنگ كرده بود ، چنين سرزمينى با چنين مميّزاتى در اختيار شاه خردسال قرار گرفت ، امّا وى چون خود را از قيد و بند رجال فاسد و نافرمان دربار آزاد كرد به تحبيب قلوب مردم پرداخت . با تخفيف ماليّات بارى از دوش تودهء مردم برداشت . در آبادانى مملكت كوشيد و با گردشهاى شبانه و بارعامها با تودهء مردم ارتباط برقرار كرد . دستور داد تا بيتاللطفها و شرابخانهها بسته شود . با علما و فضلا همنشين شد . در احترام علماى دين از هيچ كوششى دريغ نكرد . پشت سر ملا محسن كاشى نماز خواند 5 و ملا خليل قزوينى را به شرح اصول كافى و ملا محمد تقى مجلسى را به شرح كتاب من لا يحضره الفقيه ترغيب نمود 6 و در عين حال كليساى كاپوچى 7 را در اصفهان بنا نمود و مثل جدّ خود به ساير اديان به ديدهء احترام نگاه كرد ، ولى از جانب ديگر ، مسلمانان را از معامله كردن با ارامنه و اشتغال به شغل پوستيندوزى بازداشت 8 و در مورد يهوديان بيش از حد سختگيرى نمود . باغ سعادت ، چهل ستون ، مسجد جامع و پل زايندهرود را مرمّت نمود . به وضع معيشت سپاهيان رسيدگى كرد ، داغستان را از تصرّف روسها در آورد ، تجاوز سپاهيان روس به مازندران را دفع نمود و به تحريكات دشمنان در گرجستان پايان داد . امنيّت مرزها را تأمين كرد ، امّا در عين حال از خوشىهاى حرمسرا و شبزندهدارىها هم خود را محروم نكرد . دوران شاه صفى و شاه عبّاس دوم از برخى جهات تفاوت اساسى با دوران شاه عبّاس اوّل داشت ، امّا وجه مشتركى با هم داشتند و آن پرداختن به لهو و لعب ، مىخوارگى و خوشباشىهاى شبانه بود . اگر چه پادشاهان صفوى با شرب شراب مدام مخالفت مىورزيدند و گهگاهى احكامى مؤكّد در باب منع شراب صادر مىكردند ، امّا خود توبهشكن بودند . شاه طهماسب در سال 941 ه . ق . طى فرمانى عموم مردم را از نوشيدن شراب و عرق و زنا و لواط و ساير امور نامشروع منع كرد و شرابخانهها ، بوزه خانهها
ايران در زمان شاه صفى و شاه عباس دوم ( فارسي ) — صفحة مقدمه 23
مساهمون: محمد يوسف واله قزوينى اصفهانى
صمقدمه ٢٣