بزرگان و انديشمندان ، علما و فضلا حمايت نمود . به شعر و شاعرى و موسيقى عشق ورزيد و آسايش نسبى براى تودهء مردم فراهم كرد . ازاينرو ، اگر شاه صفى در ملكدارى صاحب كفايت و درايت بود ، بىشك مىتوانست از بسترهاى آماده براى حكومت سود جويد و ايرانى آباد و مقتدر از خود به يادگار گذارد ، امّا مىدانيم كه چنين نشد . شاه صفى تربيتيافتهء حرم شاهى بود و مىتوان گفت كه نالايقترين و نامناسبترين فرد براى جانشينى شاه عبّاس محسوب مىشد و به دليل عدم آگاهى از امور مملكتدارى و استغراق در شبزندهدارىها و مىگسارىها وضع مملكت از هم پاشيده شد ، ايرانى كه روزگارى از امنيّت و آسايش كامل برخوردار بود باز عرصهء تاختوتاز قدّارهبندان و دشمنان خارجى قرار گرفت .
اقدامات اوليّهء شاه صفى در تخفيف ماليّات و پرداخت حقوق عقب افتادهء سپاه ، رفع تعدّى محصّلان ، آزاد كردن تجارت ابريشم ، منع استعمال تنباكو كه حيات بسيارى از مردم آن روزگار را به باد فنا داده بود ، چندان اثرى در بهبود وضع اقتصادى و اجتماعى مردم آن روزگار نگذاشت . به زودى خشونت ، فساد ، توطئه ، قحطى ، ناامنى چهرهء كريه خود را نمايان ساخت . وضع اقتصاد ايران پريشان شد و اوضاع اجتماعى درهم ريخت و امنيّت از جامعهء ايران رخت بربست .
قتل سردارانى چون امام قلى خان پسر اللّه ورودى خان سردار معروف شاه عباس و فاتح هرمز با جميع فرزندانش ، زينل خان شاملو سپهسالار كل سپاه ايران ، ميرزا طالب اردوبادى وزير اعظم ، اوغورلو خان شاملو ايشيك آغاسىباشى ، عيسى خان قورچىباشى ، زنده به گور كردن مادر خود به همراه تعدادى از زنان حرم ، كشتن همسرش در حالت مستى و كشتار بىرحمانهء هر كسى كه منتسب به خاندان صفوى بود عرصه را بر همگان تنگ نمود . به عبارت ديگر عصر شاه صفى ، عصر نسلكشى و حكومت ترور و وحشت ، توطئه ، ناامنى و بىاعتمادى تودهء مردم به دستگاه حاكمه بود 4 . شاه صفى پس از چهارده سال سلطنت در دوازدهم صفر 1052 ه . ق در مراجعت از مشهد ، در كاشان درگذشت و شاه عبّاس دوم در حالى كه بيش از نه سال نداشت بر تخت سلطنت تكيه زد . زمانى كه شاه عبّاس دوم قدرت را در دست
ايران در زمان شاه صفى و شاه عباس دوم ( فارسي ) — صفحة مقدمه 22
مساهمون: محمد يوسف واله قزوينى اصفهانى
صمقدمه ٢٢