تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران در زمان شاه صفى و شاه عباس دوم ( فارسي ) — صفحة 215

مساهمون:

ص٢١٥
جالينوس عهد واوان ، حكيم شمساى طبيب سركار خاصّهء شريفه كه در آن اوان سرآمد اكفا و اقران بود به دار السلطنهء قزوين نقل مكان نموده بعد از تحقيق صدق و كذب آن خبر ، حقيقت واقعى را به عرض خاقان بحر و بر رساند . و مشار اليه از راه امتثال فرمان لازم الاذعان به جانب دار السلطنهء قزوين روان شده بعد از تحقيق آن مرض ناگهان به آستان گردون‌شأن بازگرديده معروض گردانيد كه اين درد بىدرمان در شهرستان ابدان مردمان عارض اعضاى رئيسه كه دماغ و دل و جگر است گرديده بعد از آنكه گرفتار اين درد بىمداوا را تبى محرق روى مىنمايد اثر آن در پشت گوش و زير بغل و كش ران به هيئت كوهى ظاهر شده مريض را حالتى شبيه به حالت مستان دست مىدهد و « 1 » مستانه به جانب شهرستان عدم روانه مىگردد و شيوع آن به حدّى رسيده كه مضمون صدق مشحون
« يَوْمَ يَفِرُّ الْمَرْءُ مِنْ أَخِيهِ وَ أُمِّهِ وَ أَبِيهِ وَ صاحِبَتِهِ وَ بَنِيهِ »
« 2 » حالى مردم دار السلطنهء قزوين گرديده از بيم اين آتش سوزان در خانهء خود از يكديگر گريزانند و بعد از تحقيق خبر طاعون چون خبر آمدن سلطان مراد خواندگار بر سر قلعهء مباركهء ايروان نيز انتشار و اشتهار تمام داشت ، شهريار ربع مسكون عنان عزيمت به صوب مملكت آذربايجان انعطاف داده الويهء دولت و اعلام فتح و نصرت را به آن طرف پرچم گشاد ، امّا به مقتضاى قضا اين برق بىامان پيشاپيش موكب ظفرنشان روان گرديده در هرجا كه قبهء بارگاه عرش اشتباه به ذروهء مهر و ماه رسيد نشان از خرمن حيات پير و جوان نگذاشته بود و قطع نظر از مرافقت موكب فتح و ظفر كرده شرار اين شعلهء بىامان « 3 » برق خرمن‌سوز حيات سكان عتبات مقدّسات سدره مرتبات و دارالسلام بغداد و اكثر محال آذربايجان گرديده تيغ بىرحمى به خونريز سكنهء آن ديار و بلاد كشيده بود ، چنانچه در آن زمان كه اين آتش بىامان در دارالسلام بغداد به آب لطف الهى فرونشسته بود يكى از ثقات نقل مىنموده كه در آن خطّهء خلد بنياد يكى از عطاران آن بلدهء مينونشان كه بيش از شمار بوده نقل مىنموده كه پيشتر از آنكه آفت اين درد بىدرمان اثر و نشان از مردمان آنجا
هامش
( 1 ) . الف ، ب : « اثر آن . . . مىدهد و » ندارد . ( 2 ) . سورهء عبس ( 80 ) ، آيات 34 - 36 . ب : صاحبته و مواليه . ( 3 ) . ب : بىايمان .