تفنگچيان قدرانداز « 1 » به محافظت و محارست « 2 » دارالسلام بغداد مأمور و روان گرديدند .
و همچنين چون پيوسته به عرض خاقان روى زمين رسيده و مىرسيد « 3 » كه ايالت و دارايى خطّهء طربانگيز دار السلطنهء تبريز و اميرالامراى مملكت آذربايجان بنا بر صغر سن از پير بوداق خان ولد شاه بنده خان بر وجه شايان متمشى نمىگردد و بنا بر اين از جامه خانه تربيت و عنايت بىغايت « 4 » تشريف والاى ايالت « 5 » دار السلطنهء تبريز و اميرالامرايى آن ولايت بر قامت قابليّت رستم بيك سپهسالار و ديوانبيگى و تفنگچى آقاسى راست آمده پير بوداق خان بيگلربيگى آذربايجان و سركرده امراى عالىشأن و خوانين بلندمكان گرديد . و منصب عظيم الاعتبار ديوان بيگىگرى كه به خدمتش متعلّق بود به على قلى بيك برادر كهترش مفوض شد .
و هم در آن ايّام مير شاه طاهر ترشيزى كه قبل از اين به وزارت دار السلطنهء اصفهان محسود امثال و اقران بود مجددا به اين منصب سامى گرامى و ولد فضلعلى سلطان حاكم پنجده « 6 » در عوض والد به حكومت آن ولايت سرافراز گرديده بر مدارج عزت و اعتبار و معارج شوكت و اقتدار صعود نمودند .
امّا سوانح حيرتافزا « 7 » كه در اثناى اين سال خير مآل روى نمود ، نخست واقعهء وقوع و شيوع « 8 » طاعون در دار السلطنهء قزوين و ساير بلاد و امصار بود كه به بلدى قافلهسالار قضا در آن ولا كاروانها به يكديگر پيوسته از اين رهگذر بار سفر آخرت بستند و اين شعله عالمسوز [ 133 ] نخست برق خرمن حيات مردم گيلانات گرديده از آن ديار از راه قرب جوار به طارمين و از آنجا به دار السلطنهء قزوين رسيد و قبل از شيوع آن در آن خطّهء خلد قرين خبر شور و شرّ آن در چمن درياوك به عرض خسرو روى زمين رسيده به جهت تحقيق آن حسب الفرمان قضا جريان مقرّر گرديد كه
هامش
( 1 ) . الف ، ب : « قدر اندازه » ندارد .
( 2 ) . الف ، ب : « و محارست » ندارد .
( 3 ) . الف ، ب : مىرسد .
( 4 ) . الف ، ب : « بىغايت » ندارد .
( 5 ) . الف ، ب : ولايت .
( 6 ) . پنجده زير مرو كوچك و در ساحل مرغاب واقع بود . ( جغرافياى تاريخى ، 432 ) .
( 7 ) . الف ، ب : افزايى .
( 8 ) . الف ، ب : سنوح .