فيروزى جشن نوروزى شهريار عالم افروز به دستور مقرّر و آيين گزين در تالار باغ بهشت بنياد سعادتآباد دار السلطنهء قزوين رشك گلستان ارم و غيرت بهار خرم گرديده ايلچى والى داديان و جمعى ديگر كه بر سر خوان عنايت و احسان شهريار جهان ميهمان بودند به اتّفاق امرا و اركان دولت ابد بنيان و ساير مجلسيان بزم ارمنشان رخت خوشدلى به آن محفل خلد مشاكل كشيدند و اين بزم ارم نظام تا آن زمان كه خورشيد كواكب غلام از فراز سپهر فيروزهفام عزم شبستان مغرب نمود به آتش بىدود بادهء گلرنگ و شعلهء آواز خنياگران راست آهنگ گرم بود و اورنگآراى سرير كيان هر زمان به تقريبى شايان اقداح راح راحتافزاى التفات و احسان به حاضران آن بزم ارمنشان مىپيمود تا جشن نوروزى به سعادت و فيروزى منقضى گرديده اوان پژوهش حال عجزه و رعايا « 1 » و انشراح بال كافهء برايا رسيد و در آن بهار عالمآرا نخستين گلى كه از گلزار خاطر و الا آغاز شكفتن نمود اشارهء و الا به بناى عمارت حصار درنا در فضاى شكارگاه خسرو فرمانروا بود كه گاهگاه در آنجا به شكار كلنگ آهنگ مىفرمودند و از راه امتثال « 2 » فرمان لازم الاذعان ، معماران و بنّايان و عمله و فعله بر سر كار حاضر شده در اندك روزى آن بناى رفيع البنيان را به پايان رسانيدند و چون ايّام بهار خسرو جماقتدار در سير « 3 » و شكار حصار « 4 » درنا و ساير متنزّهات آن خطّهء خلدآسا انقضا پذيرفته حرارت هواى تابستان آغاز گرمى نمود ، شاهباز عزيمت خسروانه به صيد و شكار ييلاق درياوك كه از منتزهات « 5 » آن ديار و در دو سه فرسخى دار السلطنهء « 6 » قزوين واقع است بال پرواز گشوده موكب ظفرنشان به آن مكان نزاهت « 7 » بنيان نقل مكان نمود و در آن اثنا چون به انهاى منهيان راست گفتار متحقّق گرديد كه سلطان مراد * خواندگار روم با سپاهى « 8 » قضا هجوم از آن مرز و بوم رايت عزيمت به تسخير قلعهء ايروان افراخته شهريار جهان به جهت تهيّه و تدارك دفع فتنه و فساد آن دشمن قوى بازو در چمن [ 132 ] درياوك روزى چند
هامش
( 1 ) . ب : رعا .
( 2 ) . ب : امتثال و .
( 3 ) . الف ، ب : بر .
( 4 ) . الف ، ب : « حصار » ندارد .
( 5 ) . ب : منتزمان .
( 6 ) . الف ، ب : « دار السلطنه » ندارد .
( 7 ) . ب : نزهت .
( 8 ) . ب : سپاه .