مىبرد با روميان قارص در ساخته در حينى كه حاكم قلعهء مذكور به ايروان رفته ولد خود را در قلعه « 1 » جانشين و قائممقام خود ساخته بود ؛ در شبى كه حارسان و پاسبانان قلعه را خواب غفلت ربوده بود دروازهء قلعه را بر روى روميان قارص گشوده جمعى كثير از ايشان را به درون قلعه در آورد و آن گروه كمفرصت قلعه را به حيطهء ضبط و تسخير در آورده پسر حاكم قلعه را اسير كرده روانهء قارص گردانيدند « 2 » و مقارن « 3 » آن راى عدالتپيرا در صدد نظام و انتظام مهام آن سرحد درآمده حكومت قلعهء آخسقه را به امامقلى بيك ايشيك آقاسىباشى و امارت ولايت [ 131 ] قبله « 4 » و قلهان من اعمال شيروان را به سليمان بيك قوشچى غلام خاصّهء شريفه كرامت فرمود . و هم در آن اوقات ، اوتار خان به سفر « 5 » خراسان مأمور و به شرف پاىبوس سرافراز و به صوب مقصد روان گرديد .
بيان جشن آرايى شاهدان گلستان به ورود نوروز سلطان و آغاز اهتزاز ازاهير بستانسراى دولت پايدار در سال فرخفال تنگوزئيل مطابق هزار و چهل و پنج « 6 »
چون وقت آن رسيد كه به قدوم سلطان ربيع ، چهار خيابان گلستان آخشيجان به گلهاى الوان رشك بهارستان جنان و غيرت بهشت جاويدان شود و كوكبهء « 7 » جاه و جلال خسرو سيّارگان از قشلاق زمستان به ييلاق بهار انتقال يابد ، چهرهپرداز صور نگارين بىكران پرنيان ابداع بعد از انقضاى چهار ساعت از روز چهارشنبه « 8 » دوم شهر شوال سال هزار و چهل و چهار به بيت الشرف خود انتقال و ديگرباره به كلك شعاع نقشهاى بوقلمون از گلهاى گوناگون بر صحيفهء اختراع نقش نمود و به مباركى و
هامش
( 1 ) . الف ، ب : « در قلعه » ندارد .
( 2 ) . الف ، ب : شدند .
( 3 ) . الف ، ب : مكان .
( 4 ) . الف ، ب : « ولايت قبله » ندارد .
( 5 ) . الف ، ب : سفر خير اثر .
( 6 ) . الف ، ب : چهار .
( 7 ) . الف ، ب : شود كوكبه .
( 8 ) . الف ، ب : روز شنبه .