بازنمودند كه به تهيّه حرب و تمهيد طعن و ضرب در آن تيرهشب قيام و اقدام مىنمايند و چون رسمى است مقرّر كه چراغ به گاه افسردن خانه روشن مىكند ، « 1 » جنود دشمنشكن و عساكر خصمافكن وقتى خبردار شدند كه به پرتو آن مشاعل طريق فرار خود را فروزان مىساختهاند ، لاجرم جمعى از قراولان لشكر ظفر اثر خبر فرار عبد العزيز خان و لشكريان او را به معسكر نصرتنشان رسانيده لشكر ظفر شعار را به تعاقب ايشان گرمرفتار گردانيدند و غازيان نصرت طراز در اثناى آن تك و تاز به هركس از مخالفان رسيدند به بلدى تيغ آتش فشان و سنان جانستان به دركات نيران رسانيدند و هر كه را ديدند در خاك و خون كشيدند و عبد العزيز خان با معدودى چند از لشكريان به حال پريشان ، گريزان و هراسان از ميان معركه خود را به كنار كشيده خزاين و كارخانجات و اسباب جاه و جلال « 2 » وى فتوح روزگار غازيان شيرشكار « 3 » گرديد و جنود ظفر ورود از آن طايفهء عنود زياده بر سه هزار سر كه در عرض راه تعاقب از پاى درآمده بودند بر سر نيزهها « 4 » كرده با اسير بسيار و غنايم بىشمار طريق معاودت پيمودند و چون خبر مسرّت اثر وقوع اين فتح و ظفر به عرض خاقان هفت كشور رسيد در همان نزديكى كسان امير خان قورچىباشى سر و زنده و غنايم آن فتح نمايان را به آستان گردونشأن رسانيده از نظر كيميا اثر گذرانيدند و كتابخانه و اسباب عبد العزيز خان كه از جمله غنايم آن فتح نامدار بود به انعام رستم محمد خان خلف ولى محمد خان [ 130 ] اوزبك مقرّر گرديد و عواطف بىكران و مراحم بىپايان به ازاى نيكوخدمتى و جانفشانى امير خان قورچىباشى و منوچهر خان بيگلربيگى مشهد مقدّس معلّى و ساير امراى عالىشأن و مينباشيان و يوزباشيان را منظور نظر عنايت « 5 » و احسان فرموده از جامه خانهء انعام عام هريك را به تشريفات نمايان و توجّهات شايان سرافراز گردانيدند .
ديگر از سوانح دولتافزا توسّل جستن سيّد منصور خان عرب به درگاه معلّى است .
هامش
( 1 ) . الف ، ب : نمىكند .
( 2 ) . ب : جلاه .
( 3 ) . الف ، ب : نصرتنشان .
( 4 ) . الف ، ب : سنان و نيزهها .
( 5 ) . الف ، ب : عنايت و مكرمت .