مىپيوسته خاقان بندهپرور شرف رخصت كرامت فرموده ملازم وى با رقم مرحمت شيم و خلاع فاخره و اسب با زين و لجام طلا به نزد مشار اليه بازمىگردد .
و هم در دار السلطنهء تبريز مجددا « 1 » از مضمون عريضهء مشار اليه ظاهر گرديد كه خدمتش را با والى داديان اتّفاق ملاقات افتاده بعد از تشييد مبانى الفت و اتّحاد روى معاودت به صوب گرجستان كارتيل نهاده و از جمله سوانح سعادتافزا كه در آن ولا به اشارهء و الا در دار السلطنهء تبريز روى نموده ابواب دعاى بىرياى پير و جوان و خرد و كلان را بر روى دوام دولت ابدى اعتصام گشود آن بود كه ، چون در اين ايّام خجسته فرجام به وسيلهء ضعف نالى خواص و عوام بر آيينهء ضمير قدسى تخمير شهريار گردون غلام صورت ارتسام « 2 » يافته بود « 3 » كه اكثر اوقات از رهگذر مرور و عبور سيل بىزينهار « 4 » كه از بارانهاى درشت قطرهء ايّام بهار در دامنهاى كهسار بار جمعيّت بسته روى به جانب شهر مىگذراند آفت اندراس و انهدام به آن خطّهء خلد نظام مىرسد و گرد خرابى و ويرانى از اين راه « 5 » بر در و ديوار عمارات بلند و منازل ارجمند آن خطّهء خلد مانند مىنشيند ، لاجرم به عنوان « 6 » شاهسيون فرمان همايون به عزّ نفاذ رسيد كه سدّى سديد در رهگذار سيل بىزينهار « 7 » اساس افكنده بنيان پايدارى آن را به سنگ و ساروج استحكام دهند كه هنگام مرور سيل و وفور باران آفتى به دور و قصور آن خطّهء معموره راه نيابد « 8 » [ 121 ] و از راه امتثال فرمان واجب الاذعان قورچيان و غلامان و آقايان و ساير عساكر ظفرنشان با آلات كند و كوب و اسباب هدم و ردم « 9 » بر سر آن كار خير حاضر شده زمين مجراى سيل را از قرار حصه و رسد در ميان خود قسمت كرده به جدّ و جهد تمام و سعى و اهتمام ما لا كلام شروع در حفر نهر و اتمام سدّ طرفين آن كردند و در اندك روزى به معمارى بخت بلند و طالع فيروز خاقان سعادتاندوز اجراى آن « 10 » نهر عريض عميق و
هامش
( 1 ) . الف ، ب : مجدد .
( 2 ) . ب : ارقام .
( 3 ) . ب : « بود » ندارد .
( 4 ) . ب : بىزنهار .
( 5 ) . الف ، ب : « راه » ندارد .
( 6 ) . الف ، ب : عهد .
( 7 ) . ب : بىزنهار .
( 8 ) . ب : نيايد .
( 9 ) . الف ، ب : و روب .
( 10 ) . الف ، ب : « اجراى آن » ندارد .