تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران در زمان شاه صفى و شاه عباس دوم ( فارسي ) — صفحة 191

مساهمون:

ص١٩١
دار السلطنهء تبريز به عرض اقدس رسيد : آنكه بعد از ارتحال سيّد مبارك خان والى ولايت عربستان كه سيّد محمد خان خلف مشار اليه به نسبت مصاهرت امام‌قلى خان اميرالامراى مملكت فارس منظور انظار تربيت و عنايت و قائم‌مقام پدر و والى ولايت عربستان گرديد ، بنا بر آنكه با مشايخ و معارف اعراب از در تغيير سلوك درآمده با ايشان به طريق امرا و حكام قزلباش معاش مىنمود ، سيّد منصور خان برادر سيّد مبارك خان چون اكثر مشايخ اعراب را از اطوار ناهنجار مشار اليه آزرده‌دل و كوفته خاطر مىديد فرصت غنيمت شمرده جمعى از اعراب آل كثير و آل فضول را جمع آورده بر سر قلعهء محسنيه برد « 1 » و بنا بر آنكه سيّد محمد خان در آن اوان در قلعه نبوده مير نعمت اللّه ، خال « 2 » محمد خان محافظت شهر و حصار مىنمود سيّد منصور خان على الغفله به شهر درآمده امير « 3 » نعمت اللّه مذكور را به نارين « 4 » قلعه گريزانيد و او در آنجا رنگ قلعه‌دارى ريخته نارين قلعه را چندان محافظت نمود كه محمد خان طريق معاودت به قلعه پيموده دست تسلّط و اقتدار [ 119 ] سيّد منصور خان را از دامن تسخير حصار نارين قلعه كوتاه نمود و نايرهء شور و شرّ پيوسته در ميان ايشان شعله‌ور بود تا واقعهء قتل امام‌قلى خان اميرالامراى فارس و اولاد وى روى نموده سيّد محمد خان از راه اضطرار طريق هزيمت به جانب بصره پيمود و مقارن آن عرضه داشت سيد منصور خان مشعر بر گرفتن « 5 » قلعهء حويزه و اظهار اطاعت و انقياد بيش از پيش به پايهء سرير و الا رسيده به ارقام استمالت و خلاع فاخره سرافراز گرديد . امّا ، اخبار ديار خراسان كه به انهاى عرايض امراى عالىشأن صورت « 6 » وقوع آن در دار السلطنهء تبريز به عرض اقدس رسيد : نخست ورود عبد الرحمن اتاليق با دوازده هزار اوزبك از المانچى و غير آن از راه چهل دختران « 7 » به تاخت و تالان ولايت خراسان بود و از مضمون عرضه داشت
هامش
( 1 ) . ب : مىرود . ( 2 ) . ب : خان . ( 3 ) . الف ، ب : مير . ( 4 ) . ب : نابرين . ( 5 ) . الف ، ب : گرفتى . ( 6 ) . م : به صورت . ( 7 ) . چهل دختران : در نزديكى هرات و از توابع بادغيس است . ( خراسان بزرگ ، ص 227 ) .