تأسيس مبانى آن سدّ سديد به ذروهء انجام و پايهء اتمام رسيد . و از غرايب اتّفاقات كه بعد از اتمام آن كار در نظر خواص و عوام چهرهء ظهور گشود آن بود كه در حينى كه احتمال نزول يك قطره باران از آسمان نبود ابرى عالمگير به هم پيوسته بارانى شروع در باريدن نمود كه اگر آن نهر « 1 » عميق و سدّ سديد مانع نمىبود اساس استوارى و بناى پايدارى آن خطّهء خلد نظير به مرور و عبور سيل در شهرستان عدم بار اقامت مىگشود .
ديگر از سوانح دولتافزا كه در آن ولا « 2 » در خطّهء طربانگيز دار السلطنهء تبريز روى نمود ارتفاع و انخفاض كوكب طالع و ستارهء بخت سردفتر وزراى عالىشأن ميرزا تقى مشهور به سارو تقى وزير مملكت مازندران و گيلان بود كه بعد از آنكه غبار نقار در ميان مشار اليه و ميرزا طالب خان اعتماد الدولة ارتفاع پذيرفته به سعايت جمعى از مقرّبان معزول و مقرّر گرديد كه ميرزا معصوم مستوفى بقايا به حقيقت جمع و خرج ايّام عمل مشار اليه رسيده نسخهء منقّحه در آن باب درست داشته به نظر كيميا اثر رساند و بعد از اتمام نسخه و عرض آن تقصيرى بر وى لازم نيامد ديگرباره منظور نظر تربيت و عنايت و مشمول مرحمت و عاطفت « 3 » بىنهايت خاقان گردون منزلت گرديده به تجديد به منصب والاى وزارت مملكت گيلان و مازندران رسيد « 4 » .
هم در آن اوان منشور حيات ميرزا محمد مجلسنويس خاصّهء شريفه در دار الانشاى قضا به توقيع ممات موشّح و اين منصب و الا نيز علاوهء مناصب ميرزا معصوم مستوفى بقايا و وزارت سركار غلامان كه با ميرزا محمد مذكور بود به ميرزا ابو الفتح ولد مشار اليه مفوّض و مرجوع گرديد « 5 » و بعد از فيصل قضاياى مذكور چون وقت آن رسيده بود كه پيشخانهء اقبال خاقان به استحقاق از دار السلطنهء تبريز « 6 » به صوب ييلاق روان شود به اشارهء و الا رستم خان سپهسالار در دار السلطنهء مذكور « 7 » بار اقامت گشوده خود به نفس نفيس به صوب ييلاق سهند توجّه فرمود .
هامش
( 1 ) . ب : بهر .
( 2 ) . الف ، ب : اوان .
( 3 ) . الف ، ب : « و عاطفت » ندارد .
( 4 ) . ب : رسيده و .
( 5 ) . ب : كردند .
( 6 ) . الف ، ب : مذكور .
( 7 ) . الف ، ب : تبريز .