آنچه « 1 » در اين سال فرخفال روى نموده باشد خامهء شيرين مقال به عرض ارباب كمال رساند .
امّا اخبار ديار روم كه به انهاى عرايض امراى قلمرو همايون در حين توقّف دار السلطنهء تبريز معلوم گرديد ، نخست حركت خواندگار از استنبول به صوب اسكودار و معاودت وى به مقرّ سلطنت خود بود و باعث بر اين آمد و رفت كه از مضمون عرضه داشت طهماسب قلى خان بيگلربيگى ولايت چخورسعد و اميرالامراى ايروان به وضوح پيوست « 2 » آنكه ، چون قيصر به عزم سفر رخت اقامت به صوب « 3 » اسكودار مىكشد به انهاى منهيان معلوم مىگردد كه جمعى از فرنگيان انتهاز فرصت نموده با كشتيهاى آماده به بعضى از بلاد روم ايلى در مىآيند و دست جرأت به نهب و غارت آن ولايت گشوده با غنايم نامحصور مراجعت مىنمايند و خواندگار وقوع اين قيل و قال را به فال نيكو نشمرده طريق معاودت به جانب استنبول مىپيمايد .
ديگر آنكه در همان ايّام « 4 » ، عريضهء بيكتاش خان اميرالامراى دارالسلام مصحوب پرنده نام ، ملازمى از ملازمان خان مشار اليه به اين مضمون منظور نظر خاقان گردون غلام گرديد كه چون سردار روم فوجى از عسكر آن مرز و بوم را به تاخت و تاراج حلّه فرمان داده اگر به مقتضاى مراعات حزم و دورانديشى در اين باب فكرى به صواب كرده آيد « 5 » هرآينه مقرون به مصلحت دولت ابد مدّت خواهد بود . بنا بر اين ارقام لازم الاحترام به اسم شاهويردى خان بيگلربيگى لرستان و خان احمد خان اردلان اميرالامراى كردستان و امراى عظام مملكت فارس به عزّ نفاذ رسيد كه مهيّاى دفع صايل بوده اگر ضرورتى روى نمايد حالت منتظره نبوده باشد . و هم در آن اوان
هامش
( 1 ) . الف ، ب : و آنچه از سوانح اقبال .
( 2 ) . خلاصة السير ، ص 179 : « و در روز شنبه بيست و پنجم شهر رمضان المبارك از جانب طهماسب قلى خان خبر حركت خوندگار از استنبول به اسكودار آمد » .
( 3 ) . الف ، ب : سمت .
( 4 ) . خلاصة السير ، ص 179 : « در روز دوشنبه چهارم شهر مذكور » .
( 5 ) . ب : آمد .