ديگر از سوانح اقبال اين سال فرخفال آن بود كه ، در خلال اين احوال ، قزاق « 1 » خان بيگلربيگى مملكت شيروان ، از آستان جاه و جلال طريق امتثال فرمان به جانب گرجستان پيموده به عزم خواستگارى تىتى فال ، همشيرهء لوند خان والى داديان به جهت رستم خان والى گرجستان كارتيل ابواب الفت و اتّحاد بر روى ايشان گشود و خاقان بندهپرور به ازاى اطاعت و فرمانپذيرى لوند خان خدمتش را در زمرهء امراى عالىشأن و غلامان جان فشان در آورده به افسر امتياز و اعطاى هزار تومان مواجب سرافراز فرمود .
گفتار در آغاز اهتزاز ازاهير بستان سراى روزگار به ورزيدن نسيم عنبر شميم بهار سال « 2 » فرخفال ايتئيل مطابق هزار و چهل و چهار و سوانح بدايع آثار كه در اين سال به استقبال اقبال بىزوال آمد
چون وقت آن رسيد كه به تجديد سال ابواب گونه گونه عيش رغيد بر روى چشمبهراهان موايد اميد گشايد ، شاهد گل پيرهن بهار دامن نازكشان به طوف گلستان و سير لالهزار آيد چهرهپرداز نگارين بىكران صور باغ و بستان بعد از انقضاى سه ساعت از روز سهشنبه بيست و يكم شهر رمضان « 3 »
« الَّذِي أُنْزِلَ فِيهِ الْقُرْآنُ »
« 4 » از زمستان خانهء حوت به سرابستان حمل ، نقل مكان نموده ساغرهاى مالامال شراب پرتگال « 5 » كار فرنگ به مىگساران گلهاى رنگارنگ پيمود و فرمانپذيران به اشارهء فرمان فرماى عهد و اوان به ترتيب جشن نوروزى سلطان سلاطيننشان از سر قدم ساخته مجلسى ارمنشان در تالار دولتخانهء دار السلطنهء تبريز به رنگينى بهار و دلنشينى « 6 » گلزار طرح انداختند و چون در صدر آن مجلس بهشتآيين اورنگ سلطنت و
هامش
( 1 ) . الف ، ب : فراق .
( 2 ) . ب : بهارستان .
( 3 ) . الف ، ب : « شهر رمضان » ندارد .
( 4 ) . بقره ( 2 ) آيه 185 .
( 5 ) . ب : پرتكان .
( 6 ) . ب : دلنشين .