اثر گرجستان مطلع مىگردد فرصت غنيمت شمرده كمر تاخت و تالان ديار چخورسعد بر ميان لشكر به آن « 1 » ولايت مىكشد و بعد از قرب ورود مخالفان غازيان جان فشان به پشت گرمى اقبال بىزوال و پاىمردى دولت ابدنشان قدم جرأت از قلعه بيرون نهاده چون قضاى ناگهان و بلاى آسمان سر راه بر ايشان مىگيرند و به حدّت تيغ و سنان ، آتش « 2 » در خرمن جمعيّت مخالفان افكنده بسيارى « 3 » از ايشان طعمهء تيغ آتش فشان غازيان و گروهى انبوه گرفتار كمند اقتدار ايشان گرديده بقية السيف آوارهء ديار فرار و به جانب قارص روان مىگردند « 4 » .
سانحهء ديگر آنكه ، محمد على بيك گركيراق اصفهانى كه به رسم ايلچىگرى و سفارت به ديار هندوستان رفته بود در اثناى اين سال فرخفال معاودت نموده در موكب ظفر خاصيّت بار اقامت گشود و بعد از ادراك سعادت بساط بوس پيشكشى نمايان از انواع طرايف در غايت هندوستان از نظر كيميا اثر گذرانيده منظور نظر تربيت و احسان و مشمول عواطف بىكران گرديد .
ديگر از سوانح دولتافزا توجّه خاطر اقدس مناظر « 5 » به تعيين امرا و ارباب مناصب ديوان اعلى و ارتفاع و انخفاض مدارج اعتبار ايشان بود . از آن جمله منصب ارجمند قوللرآقاسىگرى است كه بعد از آنكه رستم خان قوللرآقاسى « 6 » والى ولايت گرجستان [ 115 ] و روانهء آن حدود شده بود ، تعيين و تشخيص آن موقوف به توجّه خاطر قدسى [ مآثر ] « 7 » بود ، پرتو تربيت و عنايت شاهانه چراغ افروز قدر و منزلت سياوش بيك غلام خاصّهء شريفه گرديده خدمتش را به اين منصب و الا سربلند « 8 » نمود .
و همچنين منصب وزارت مملكت آذربايجان كه قبل از اين با شاه ابراهيم [ خان ] « 9 » وزير سابق آذربايجان بود به تغيير مشار اليه به ميرزا صدراى اشتهاردى
هامش
( 1 ) . ب : لشكريان .
( 2 ) . ب : آتشى .
( 3 ) . الف ، ب : جمعى .
( 4 ) . الف ، ب : مىگرديدند .
( 5 ) . الف ، ب : « مناظر » ندارد .
( 6 ) . ب : قولكر .
( 7 ) . م : ندارد .
( 8 ) . الف ، ب : سرافراز .
( 9 ) . م : ندارد .