توپچيان و تفنگچيان كماندار بود به فرمان سپهسالار از ميان لشكر ظفر شعار فوج فوج تفنگچيان قدرانداز به تخصيص مير فتاح مينباشى تفنگچيان اصفهانى با كمانداران « 1 » بلوك « 2 » خود قدم جرأت و جگردارى پيش نهاده ، داد آتش دستى و خصمافكنى مىدادند و چون طاير زرّين بال مهر درخشان از فضاى آسمان عزم آشيان مغرب كرد و مشاعل زرنگار ثوابت و سيّار فروزان گرديده هنگام افروختن شمع و چراغ رسيد ، هر دو لشكر دست از گريبان جان يكديگر كوتاه كرده به آرامگاه خود بازگرديدند و چون محل نزول روميان حريم قلعهء وان بود در آنجا فرودآمدند و سپهسالار و امراى نامدار فوجى از عساكر ظفر « 3 » شعار را به پاسبانى در آنجا گذاشته خود با بقيهء سپاه و لشكر رايت مراجعت به اردوى آغرق افراشتند . و روز ديگر به وضوح پيوست كه از روميان زياده بر هزار نفر در معركهء كارزار و ميدان گيرودار زخمدار گرديده رخت اقامت ايشان را به درون قلعه كشيدهاند . و همچنين معلوم شد كه پاشايان به همان جنگ اكتفا كرده به حفظ حال خود و انتظام مهام قلعه [ 113 ] و استحكام آن مشغولند و از حريم قلعه كه محل نزول ايشان است پشت استظهار به ديوار قلعه داده در پيش روى اردوى خود به حفر خندقى عريض عميق فرمان دادهاند . بعد از چند روز كه سپهسالار و امراى نامدار در انتظار رسيدن مدد و كمك در معسكر ظفر شعار قرار اقامت داده بودند به انهاى منهيان معلوم گرديد كه پاشايان به قتل احمد آقا و اتباع او پرداخته اسماعيل آقا را محبوس ساخته اسباب و اموال ايشان را از خود ساختهاند و حكومت آن ولايت را به حاكمى مجدد داده به تعيين جمعى از پاشايان و مردم كارديده كاردان و نقل ذخيره و آزوقه و ساير ضروريات قلعهدارى ابواب استحكام بر روى قلعهء وان گشادهاند . و به تجديد خبر رسيد كه پاشايان را از بيم رسيدن مدد و كمك به جنود ظفر ورود زياده بر آن در آن حدود مجال اقامت نيافته « 4 » هريك با سپاه از راهى كه آمده بودند به جايگاه خود شتافتند و چون خليل پاشا را از رهگذر شنيدن خبر لشكر كشيدن رستم خان والى
هامش
( 1 ) . ب : كماندران .
( 2 ) . ب : ملوك .
( 3 ) . الف ، ب : نصرت .
( 4 ) . الف ، ب : نيفتاده .