تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران در زمان شاه صفى و شاه عباس دوم ( فارسي ) — صفحة 182

مساهمون:

ص١٨٢
گرجستان به آن ولايت نعل ابرش در آتش بود پيشتر كوچ نموده طريق ارض روم پيمود و مرتضى پاشا نيز بر اثر وى با سپاه و لشكر به صوب ديار بكر روان گرديده رخت اقامت به آن ولايت كشيد و سپهسالار به اتّفاق امراى نامدار و عساكر ظفر شعار رايت معاودت افراخته در عرض راه به عزم تسخير قلعهء قتور « 1 » رحل اقامت در پاى قلعه مذكور كه به زينل بيك كرد محمودى متعلّق بود انداختند و باعث بر تخريب و تسخير قلعهء مذكور آن بود كه زينل بيك مزبور به هنگام ورود مرتضى پاشا به آن حدود از در دولتخواهى روميه درآمده طريق استقبال وى پيموده به آمدن بر سر وان دلير « 2 » نموده بود و از اكراد محمودى كه به سركردگى لاچين « 3 » سلطان برادر وى در قلعه مقيم بودند مضرّت و آسيب تمام به متردّدين سپاه ظفر قرين رسيده بود « 4 » . القصّه ، چون ماهچهء رايت اقتدار سپهسالار بر ساحت آن ديار پرتو وصول افكند عساكر نصرت شعار قلعه را دايره كردار در ميان گرفته آغاز محاصره و بردن جر و سيبه نمودند و محصوران به پشت گرمى قرب جوار روميان غدّار سپر بىآزرمى بر روى اطاعت و انقياد كشيده به قلعه‌دارى و انداختن تير و تفنگ مشغول گرديدند و تا مدّت بيست روز صفير تير و تفنگ در ميان اهل قلعه و لشكر فيروز جنگ آمد شد نموده بالاخره چون محصوران از قلعه‌دارى به تنگ آمده بودند طالب امان گرديده چون به دادن امان اطمينان يافتند ابواب قلعه را چون در دولت بر روى لشكر ظفر خاصيّت گشودند و سپهسالار حقيقت آن فتح نامدار را عرضه داشت پايهء سرير اعلى نموده مردم آن قلعه و حصار را كه زياده بر يك‌صد و پنجاه خانوار با اهل و عيال و پير و جوان قرب پانصد نفر بودند به عواطف خسروانه و مراحم پادشاهانه
هامش
( 1 ) . ب : قبور . قتور : نام يكى از دهستان‌هاى هفت‌گانه بخش حومهء شهرستان خوى است . ( رسالهء سرحديه ، ص 47 ) . ( 2 ) . الف ، ب : دليرى . ( 3 ) . ب : اياچى . خلاصة السير ، ص 175 : « لاچين بيك جلالى » . ( 4 ) . تاريخ صفويان ، ص 88 : « روز سه شنبه چهارم جمادى الثانى لاچين بيك با ريش سفيدان كرد محمودى كه در قلعه متحصن بودند به امان آمدند قلعه را دادند » .