اظهار نمود كه اين قسم سخنان كه نسبت به بيكتاش خان محض افترا و بهتان است ، در افواه عوام افتاده شايان شيوهء نمكخوارگى و دوستى آن است كه آن بىگناه را به تحرير دو كلمه از صورت ماجرا آگاه گردانيم كه از هر راه « 1 » كه تواند معادات ميرزا تقى را به عرض رساند و هاشم بيك مذكور كه از رسم و راه آگاهى مرحلهها دور بود « 2 » تحرير اين رقيمه را به خود خريده به خامهء غلطكارى خط بطلان بر صحيفهء حيات خود كشيد و آن مكتوب سفاهت اسلوب را سر به مهر به محمد تقى اسدآبادى ملازم بيكتاش خان كه در آستان گردونشأن به سر مىبرد سپردند كه از هر « 3 » راه كه تواند به « 4 » بيكتاش خان رساند « 5 » و ملازم مذكور مكتوب آن دو كمخرد بىشعور را تحفهء بزم حضور ميرزا [ 106 ] تقى مذكور نموده به وساطت ميرزا محمد مجلس نويس خاصّهء شريفه به مشار اليه رسانيد و خدمتش آن نوشته را وسيلهء آمد كار اعتبار خود شمرده على الفور « 6 » منظور نظر كيميا اثر و حجت و دليل دعاوى معروضه خود گردانيد و به صرصر اين خبر درياى قهر و غضب شهريار هفت كشور طوفان زاى گرديده نخست ميرزا طالب خان اعتماد الدولة و امير خان قورچىباشى و على قلى بيك برادر و نايب رستم بيك سپهسالار را به تحقيق امر مذكور فرمان داده بعد از اعتراف هاشم بيك به تحرير آن چون تخويف امرا و احكام ثغور سلسلهجنبان مفاسد عظيمه مىباشد ، قهرمان قهر را به تنبيه و سياست آن دو خون گرفتهء مغرور ، مأمور گردانيد و به تيغ امتثال فرمان واجب الاذعان حيدر بيك را كه باعث تحرير آن رقيمه دريدنى شده بود شكم دريد ، هاشم بيك را به كندن چشم و بريدن گوش و بينى عبرة للناظرين گردانيدند . و در همان روز قراقايش جلودار به احضار بيكتاش خان مأمور و به رسم ايلغار به جانب دارالسلام بغداد روان گرديده خدمتش را از راه وفور اخلاص و اعتقاد در عرض پنج شش روز به دار السلطنهء قزوين و موكب ظفر قرين رسانيد و چون آيينهء اخلاص و اعتقادش از غبار آن تهمتها معرّا و مبرّا بود « 7 »
هامش
( 1 ) . الف ، ب : راهى .
( 2 ) . الف ، ب : « از رسم و راه كاردانى دور بود » .
( 3 ) . الف ، ب : « هر » ندارد .
( 4 ) . الف ، ب : « به » ندارد .
( 5 ) . الف ، ب : برساند .
( 6 ) . ب : على العفور .
( 7 ) . الف ، ب : « بود » ندارد .