آغاز هم آغوشى شهريار سرافراز با نوعروسان حجال « 1 » راز و گل پيرهنان گلستان امتياز يعنى شروع در « 2 » خواندن و نوشتن نمودن و درى ديگر از تحصيل خط و سواد بر روى دانش و علم خدا داد گشودن
چون معلّم دبستان غيب و شهود سواد وجود صدرآراى سرير
« إِنِّي جاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً »
« 3 » را در « 4 » مكتب خانهء
« وَ عَلَّمْناهُ مِنْ لَدُنَّا عِلْماً »
« 5 » روشن « 6 » نمود و لوح ضميرش را به قلم بدايع رقم
« وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ كُلَّها »
« 7 » سر مشق سوادخوانان دبستان
« لا عِلْمَ لَنا إِلَّا ما عَلَّمْتَنا »
« 8 » فرمود ، از آن سبقآموز « 9 » مكتب خانهء هستى تعليم كتاب خداپرستى در ميان بنى نوع انسان كه پرتوى از آن چراغ و نورى از آن آفتاباند باب شد و در مدرس ايجاد و تكوين رسم تعلّم و « 10 » تعليم و آيين افاده و استفاده در ميان اين نوع گرامى به هم رسيده سواد خوان خط سرنوشت مآل حال خود گرديدند و به معلّمى فطرت از تركيب حروف مفرده و تأليفات كلمات مركّبه سواد از بياض و ورق از كتاب شناخته به خواندن و نوشتن دو چشم روشن علاوهء ديدهء ظاهربين خود ساختند و از اينجاست كه بسيارى از حافظان قوانين الهى و معلّمان دبستان خدا آگاهى به « 11 » پرتو انوار اين دو شمع فروزان چراغ هدايت و عرفان در راه خداجويان آگاه فروزان كرده روى آوارگى گمراهان را به صراط مستقيم حق طلبى و خداشناسى آوردهاند . و چون در ميان بنى نوع انسان كه قامت قابليتشان به تشريف شريف
« لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ فِي أَحْسَنِ تَقْوِيمٍ »
« 12 » مشرّف است چراغ چشم سلاطين گردونشأن به پرتو اين شمع فروزان بيشتر منوّر مىگردد ، اين « 13 » يگانه گوهر بحر
هامش
( 1 ) . ب : جمال .
( 2 ) . الف ، ب : « در » مكرّر .
( 3 ) . بقره ( 2 ) ، آيه 30 .
( 4 ) . ب : برادر .
( 5 ) . كهف ( 18 ) ، آيه 65 .
( 6 ) . الف ، ب : روش .
( 7 ) . بقره ( 2 ) ، آيه 31 .
( 8 ) . بقره ( 2 ) ، آيه 32 .
( 9 ) . الف ، ب : امور .
( 10 ) . ب : « تعلم و » ندارد .
( 11 ) . ب : « به » ندارد .
( 12 ) . تين ( 95 ) ، 4 .
( 13 ) . ب : و اين .