ميرزا معصوم مناط اعتبار و اعتماد شد و فرمان او و اوغورلو بيك مذكور بر كافهء ارباب مناصب و اصحاب مراتب و محرّران دفتر خانهء همايون روا گرديده مؤديان محاسبات را به زير بار گيرودار كشيدند و چون در تشخيص و تحقيق محاسبات به تعيين نويسندههاى كاردان محتاج بود جمعى « 1 » را كه مىخواست ملازم و مواجب افزون از مواجب كتاب دفتر خانهء همايون معيّن و اسامى ايشان را تفصيل و عرض نمود و جماعت مذكوره در سلك محرّران دفتر بقايا انسلاك يافته سواى وجه مواجب اكثر اوقات به اعطاى انعامات و ادرارات نيز سربلند مىگرديدند و هنگامهء اعتبار و اقتدار وى چندان گرم بود كه زمانهء بهانه طلب ، چنانچه بعد از اين سمت گزارش يابد ، نقش هستى طالب خان اعتماد الدولة را از صحيفهء وجود زدوده ميرزا تقى مشهور به سارو تقى را قائممقام او نمود . و چون خدمتش پيداكنندگىهاى ميرزاى مشار اليه را گرهى بر باد مىانگاشت [ 108 ] به دست حسابدانى پرده از رخ كار بيهدهكارى « 2 » وى برداشت و انعامى كه در آن ولا به ازاى نيكوخدمتى به كتّاب سر كار بقايا كرامت شده بود تنخواه آن را بر بقاياى لله بيك و ملايم بيك حواله نمود و صاحبان انعام چون وصول آن را از قبيل محالات و مقولهء ممتنعات مىدانستند به وساطت ميرزا معصوم استدعاى تنخواه آن از ساير وجوهات ديوانى مىنمودند و مضايقهء ميرزا تقى در اين باب باعث آن گرديد كه ميرزا معصوم صورت حال را به مسامع جاه و جلال خاقان بلنداقبال رسانيد و چون به مقتضاى صدق مؤدّاى « الشيء اذا جاوز عن حدّه انعكس الى ضدّه » « 3 » وقت آن رسيده بود كه ستارهء جاه و جلال ميرزا معصوم به سرحد زوال انتقال « 4 » نمايد ميرزا تقى به عرض اقدس رسانيد كه هرگاه وجه انعام كتّاب بقايا كه زياده بر دويست سيصد تومان نيست از وجهى كه پانصد هزار تومان و باقى مؤدّيان ديوان باشد به وصول نرسد و مؤدّيان انعام به مبالغه و ابرام تمام تنخواه آن را از محل ديگر خواهند ، پر ظاهر است كه از وجه مذكور و ساير بقاياى مؤدّيان محاسبات چيزى عايد سركار ديوان نمىشود
هامش
( 1 ) . الف ، ب : جمع .
( 2 ) . الف ، ب : بيهدهكار .
( 3 ) . امثال و حكم ، ج 1 ، ص 254 .
( 4 ) . الف ، ب : اشتعال .