منظور انظار عاطفت شهريار جهاندار و مشمول عنايت و احسان بىشمار خسرو جماقتدار گرديده به رخصت آن حضرت ، طريق معاودت به صوب دارالسلام بغداد پيمود و بعد از تنبيه و سياست هاشم بيك ، منصب والاى استيفاى خاصّه به راستى و راست قلمى ميرزا محسن ورزنهء اصفهانى كه وزير زمان بيك ناظر بيوتات و در اوقات سردارى خراسان و در آستان گردونشأن به نيابت وى منظور نظر تربيت و عنايت بود مفوّض و مرجوع گرديد .
و هم در آن اوان بنا بر وقوع بعضى امور كه ابواب شرّ و شور فيما بين طالب خان اعتماد الدولة و ميرزا تقى وزير مازندران و گيلان مفتوح بود ، خليل بيك لاهيجى كه دواتدار ميرزا طالب خان بود و كمال اعتبار و اقتدار در سركار « 1 » او داشت بناى كار روزگار خود را بر تضييع و عزل ميرزا تقى گذاشته منتهز « 2 » فرصت مىبود تا سانحهء غريبهء هاشم بيك كه با طالب خان طريق صداقت و اتّحاد مىپيمود روى نمود و فرصت « 3 » به دست غلطكارى وى افتاده جمعى از اقوام خود ، بلكه تمام مردم گيلان را به شكوه و شكايت وى اغرا و اغوا نموده به كرّات بر سر راه خاقان جهانپناه « 4 » فرستاد و از اين رهگذر آيينهء خاطر انور به غبار كدورت مكدّر گرديده رقم عزل بر صحيفهء حال ميرزا تقى مشار اليه كشيد و ميرزا معصوم ناظر دفترخانهء همايون و مستوفى بقايا كه در آن ولا منظور نظر تربيت و عنايت و الا بود به تشخيص و تنقيح محاسبهء ايّام عمل وى مأمور گرديده به جد و اهتمام تمام به آن كار قيام و اقدام نمود . و سبب ارتقاى ميرزاى مشار اليه بر مدارج عزّ و علا آن بود كه چون عموم ارباب قلم به درد بىدرمان رشك و حسد هم گرفتار و از اين رهگذر در بازار اعتبار خريدار شكست كار يكديگر مىباشند در سال گذشته متشبّث « 5 » به ذيل قرب « 6 » منزلت اغورلو بيك غلام خاصّهء شريفه كه صبيّهاش در سلك پردگيان حريم حرمت انتظام داشت گرديده رابطهء آشنايى و الفت او را [ 107 ] دستاويز آمد كار خود گردانيد و به وسيلهء وى به عرض اقدس رسانيد كه حسابنويسان در تشخيص
هامش
( 1 ) . الف ، ب : هر كار .
( 2 ) . ب : منتظر .
( 3 ) . الف ، ب : « فرصت » ندارد .
( 4 ) . الف ، ب : « پناه » ندارد .
( 5 ) . الف ، ب : تشبث .
( 6 ) . الف و ب : « قرب » مكرر .