تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران در زمان شاه صفى و شاه عباس دوم ( فارسي ) — صفحة 153

مساهمون:

ص١٥٣

ذكر « 1 » ظهور شعشعهء مهر درخشان افق جهانبانى و طلوع نيّر درخشان سپهر صاحبقرانى از مطلع انوار وجود و مشرق ادوار نمود

[ 96 ] چون وقت آن رسيد كه نهال امانى و آمال جهانيان به اثمار خوشدلى « 2 » جاودان بارور گردد و جيب و كنار بهار روزگار به شكفتن گلهاى نشاط و انبساط رشك گريبان فروردين و غيرت دامان گلچين شود ، از امتزاج عناصر و اجرام و ازدواج ليالى و ايّام ، گرامى خلفى از اصلاب آباى جهانبانى و ارحام امّهات كشورستانى انجمن‌آراى جهان وجود گرديد كه پرتو انوار ظهورش چراغ افروز انجمن كام و روشنىبخش بزم مرام كافهء انام شد . و يگانه گوهرى از صدف بىمثالى بر بساط بلنداقبالى جلوه‌گر آمد كه به آب‌ورنگ يكتايى مهر درخشان و ماه تابان را از خودنمايى بازداشت ، يعنى در حين توقّف معمورهء جنّت قرين دار السلطنهء قزوين در شب دوشنبه چهارم شهر « 3 » رجب سنهء اثنى و اربعين از مائه اولى و الف ثانى كه روز نوروز عيش و طرب بود از افق سلطنت و جهانبانى اخترى ابدى الظهور طلوع نمود كه به شعشعهء طلعت همايونش چراغ چشم جهانيان هم چشم مهر درخشان و آفتاب تابان گرديد و از بحرين سلطنت و جلال ، يگانه گوهرى به كنار آمد كه فروغ آن درّ يكتا زيور افسر ظلّ اللهى « 4 » و پيرايهء اورنگ جهان‌پناهى شد . و چون اين شاهزادهء والانژاد از نهانخانهء عدم ، قدم به سرابستان وجود نهاد و به قدوم ميمونش « 5 » مبشّر اقبال به اورنگ‌آراى سرير سلطنت و جلال مژده داد « 6 » ابواب عيش مدام و حصول مرام بر روى روزگار خواص و عوام گشاده اسم سامى و نام نامى آن بالانشين « 7 » سرير نيك نامى سلطان محمد ميرزا اتّفاق افتاد و جهانيان كه گوش بر آواز اين خبر مسرّت اثر بودند به انهاى ناى زرّين و اعلام كوس رويين و قيام قيامت از نقارهء بشارت و
هامش
( 1 ) . الف ، ب : بهارستان . ( 2 ) . ب : خوش‌دل . ( 3 ) . ب : در ذكر . ( 4 ) . الف ، ب : ظل الهى . ( 5 ) . ب : همايونش . ( 6 ) . ب : « داد » ندارد . ( 7 ) . الف ، ب : والانشينى .