رسيد « 1 » حسب الفرمان قضا جريان به تأسيس بنيان دو « 2 » قلعهء فلكشأن كه يكى از آن كليساى آلادرد در كاخت و ديگرى در كورى كارتيل كه بنا نهادهء خاقان گيتىستان فردوسمكان بود مشغول گرديده « 3 » بعد از اتمام ، به تعيين كوتوال و مستحفظ و اسباب و ادوات قلعهدارى به پايهء والاى متانت و استحكام رسانيد و در هرجا گمان سقناقى از گرجيان بىايمان بود فوجى از عساكر منصور را به تخريب آن مأمور و روان و آن سقناق را به زور سرپنجهء اقبال بىزوال خسرو آفاق خراب و ويران نمود و ولات گرجستانات به تخصيص باشىآچوق و داديان و كوريال معارضه و مقابله را با عساكر ظفر مآل محال شمرده با سپهسالار لشكر ظفر شعار از در اظهار اطاعت و انقياد درآمدند و با طهمورث ناكس يكرو كرده يكدل و يكجهت روى بندگى و سرافكندگى به دولت ابد مدّت آوردند و سپهسالار مهام گرجستان را به هم دستى راى رزين و معاضدت فكر دوربين نظام و انتظام داده روى معاودت به موكب ظفر خاصيّت نهاد و چون از روميان خطّهء وان و اكراد بدنهاد آن ديار و بلاد انواع درازدستىها به حدود ولايات چخورسعد و نخجوان روى نموده بود ارادهء خاطر و الا به تأديب و گوشمال آن گروه بادپيما و تسخير قلعهء وان تعلّق گرفته سپهسالار را با عساكر ظفر شعار ، چنانچه در بهار سال آينده گلهاى اين مدّعا بر شاخسار اظهار خواهد شكفت ، به تأديب و تنبيه آن گروه بىنامونشان و تسخير قلعهء وان مأمور نمود .
هامش
( 1 ) . تاريخ صفويان ، ص 87 : « سپهسالار در اواسط شهر شعبان داخل تفليس شد » .
( 2 ) . الف ، ب : او .
( 3 ) . تاريخ صفويان ، ص 87 : « در روز سهشنبه به طالع اسد 26 شهر ذىقعده بناى قلعهء كورى نهاده روز شنبه 18 ذىالحجه قلعه به اتمام رسيد و قلعهء مذكور به صفىآباد موسوم شد » .