جهانيان تابان باشد .
ديگر از سوانح اين سال خير مآل ، ارتفاع غبار قيل و قال عجزه و رعاياى ولايت كوهدم « 1 » و شكوه و شكايت ايشان از سلوك ناهنجار محمدى « 2 » خان حاكم آن ديار بود .
تبيين اين مقال و خلاصهء اين احوال آنكه ، چون دست تظلّم و دادخواهى ايشان به دامان ديوان عدالت بنيان خاقان رعيّتپرور رسيد ، دست حكومت خان مشار اليه را از گريبان جان عجزه و رعاياى آن ديار كوتاه و محمد مؤمن خان برادر او را به افسر ايالت و دارايى آن ولايت سرافراز گردانيد .
امّا اخبار مسرّت آثار كه در اواخر اين سال خير مآل از اطراف و اكناف ممالك محروسه به انهاى عرايض امراى عالىمقدار به دربار « 3 » آسمان كردار رسيد ، نخست آن « 4 » بود كه حسن خان بيگلربيگى دار السلطنهء هرات و اميرالامراى خراسان حسينقلى خان پسر خود را با لشكرى سراپا جرأت و جگر از راه قتل و غارت بر سر اوزبكان كمفرصت فرستاده تا حوالى ولايت بلخ مىروند و به « 5 » جاروب نهب و غارت تمامى آن ولايت را رفت و روب كرده مظفّر و منصور با غنايم نامحصور معاودت مىنمايند « 6 » .
ديگر آنكه فرخ خان بيگلربيگى مملكت شيروان فوجى از لشكريان مستحفظ شماخى « 7 » را از راه تاخت و تالان به جانب زكم « 8 » روان و ايشان نيز بسيارى از گرجيان آن ولايت را به قتل رسانيده با غنايم بىكران طريق مراجعت مىپيمايند .
ديگر « 9 » آنكه مرتضى قلى خان قاجار بيگلربيگى ولايت مرو به دفع و رفع فتنه و فساد جمعى از اوزبكيّه كه رايت نهب و غارت به ولايت سرخس و زورآباد افراخته
هامش
( 1 ) . الف ، ب : كوهرم .
( 2 ) . ب : محمد .
( 3 ) . الف ، ب : درگاه .
( 4 ) . الف ، ب : اين .
( 5 ) . ب : مىروند به .
( 6 ) . ب : مىنمايد .
( 7 ) . شماخى : كرسىنشين ايالت شيروان در قفقازيه و مقرّ شروانشاهان بود . ( معين ) .
( 8 ) . زكم : در قسمت شمال كاخت قرار دارد يعنى در ناحيهء زكتلى امروزى . در منابع گرجى زگم را اغلب « بازار » مىنامند . ( سازمان ادارى ، ص 194 )
( 9 ) . ب : و ديگر .