خدمات شايسته و جانفشانىهاى بايستهء اللّهويردى خان پدر [ او ] « 1 » و مراعات خاطر امامقلى خان اميرالامراى فارس برادر آن زيادهسر را رعايت فرموده از سر خون او در گذشت و به اشارهء و الا آن خون گرفته را با اهانت و خفّت تمام از مجلس همايون بيرون كردند « 2 » و زياده بر اين « 3 » اذيتى در آن سفر به آن مغرور زيادهسر نرسيد و غازيان قاجار نيز ترك شكوه و شكايت نموده در فوج آن كمفرصت ملتزم ركاب فتح و نصرت بودند تا به هنگام مراجعت اردوى ظفر خاصيّت به قصبهء تويسركان رسيده امامقلى خان مرخّص و به جانب مملكت فارس روان گرديد و بعد از رفتن مشار اليه به وضوح پيوست كه آن گمراه طريق اطاعت و فرمانپذيرى ، جرأت و دليرى كرده بدون رخصت به جانب قراباغ معاودت نموده و با آنكه عواطف بىكران و مراحم بىپايان خاقان كشورستان اين حركت را محمول بر خفت عقل و افزونى جهل شمرده به تغافل خسروانه گذرانيدند « 4 » ، امّا به حكم الخائن خايف ، بعد از رسيدن به ولايت قراباغ از سايهء خود گريزان و « 5 » هراسان بود و كمر كين غازيان [ 89 ] بر ميان [ بسته ] « 6 » چون به قراباغ رسيد به حسب اتّفاق اخبار قتل يوسف آقا و چراغ خان و حيدر سلطان قونيله « 7 » حصارلو را شنيده به قهر و سياست خود متيقّن « 8 » گرديد و چون به آتش خوف و هراس ديگ سوداى جهل و جنونش نه چنان به جوش آمده بود كه سر پوش از سر آن نيفتد « 9 » به دست خامكارى پرده از رخ كار خود برداشت و معاونت « 10 » و معاضدت طهمورث را در موج خيز حادثهء لنگر پابرجايى ثبات و قرار خود پنداشت « 11 » و چون شكوه و شكايت غازيان قاجار را دشمن جان مىدانست نخست با ايشان از در دشمنى و معادات درآمد و هدم بنيان وجود آن بىگناهان را پوشيده و پنهان با طهمورث نادان در ميان نهاده به دستور
هامش
( 1 ) . م : ندارد .
( 2 ) . ب : گرديد .
( 3 ) . الف ، ب : ازين .
( 4 ) . الف ، ب : گذرانيد .
( 5 ) . الف ، ب : « گريزان و » ندارد .
( 6 ) . م : ندارد .
( 7 ) . ذيل عالمآرا ، ص 112 « قويله » ، خلاصة السير ، ص 51 : « قوييله » . قويله و حصارلو شعبهاى ز قبيله روملو بودند ( نظام ايالات ، ص 193 ) .
( 8 ) . ب : متقين .
( 9 ) . ب : بيفتد و .
( 10 ) . الف ، ب : معاودت .
( 11 ) . الف ، ب : داشت .