تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران در زمان شاه صفى و شاه عباس دوم ( فارسي ) — صفحة 144

مساهمون:

ص١٤٤
هراسان گرديده رخت اقامت به جاهاى دور دست و محكمهاى سخت كشيدند و چون ملازمان آن مردود مطرود كه به محافظت و محارست حريم حرمت وى مأمور بودند خبر از « 1 » شرّ و شور آن مغرور بدگوهر « 2 » نداشتند پسران و منسوبان حرم سراى او را با احمال و اثقال و اسباب و اموال آن بدفعال بار شتران بار بردار كرده به طريق ايلغار روى عزيمت به صوب دار الارشاد اردبيل گذاشتند و در خلال اين احوال آن دو مفسد « 3 » مردود به اتّفاق يكديگر به گنجه درآمده ابواب اندوه و ملال بر روى مردم آن حدود گشودند و چون به علّت قلّت لشكر و حشر و كمى اسباب شور و شرّ مجال اقامت زياد در آن ولايت نداشتند بناى كار را بر نهب و غارت گذاشتند و به قدر مقدور در مدّت چند روز كه در گنجه رحل اقامت افكنده بودند دست جرأت به تاخت و تاراج اموال مردم آن ولايت گشوده از راه دهشت و بيم طريق معاودت به جا و مكان خود پيمودند . و چون به سپر دارى « 4 » اقبال بىزوال دم تيغ جرأت ايشان چون عنان عزيمت ايشان به صوب ديار گرجستان برگشت و اخبار مذكوره در دار السلطنهء اصفهان به عرض اقدس رسيده خبر اتّفاق آن دو فتنه‌گر و ارتفاع غبار نفاق ايشان در آن كشور از چرخ اخضر در گذشت ، راى آفتاب اشراق محمد قلى خان [ 91 ] زياداوغلى قاجار را ديگرباره به افسر ايالت ولايت « 5 » قراباغ سربلند و خسرو ميرزاى برادر بكرات خان نبيرهء لوارصاب « 6 » ماضى را كه در عهد سلطنت روز افزون موسوم به رستم خان و به منصب ارجمند قوللرآقاسىگرى محسود امراى عظيم الشأن و اركان دولت ابد بنيان بود به حكومت و دارايى « 7 » ولايت گرجستان كاخت و كارتيل ممتاز و سرافراز فرموده ارقام استمالت به اسم ازناوران و تاوادان « 8 » و ساير اكابر و اعيان گرجستان مشعر بر اطاعت فرمان رستم خان كه وارث ملك است به عزّ نفاذ رسيد و چون نايرهء شور و شرّ آن دو زياده‌سر مغرور جز به آب تيغ جهانگشاى شهريار كشورگير فرونمىنشست توجّه الويهء دولت و اعلام فتح و
هامش
( 1 ) . ب : خبردار . ( 2 ) . الف ، ب : « بدگوهر » ندارد . ( 3 ) . الف ، ب : نامقيّد . ( 4 ) . الف ، ب : سردارى . ( 5 ) . ب : « ولايت » ندارد . ( 6 ) . ب : نوارصات . ( 7 ) . ب : درايى . ( 8 ) . م : تادادان .
ايران در زمان شاه صفى و شاه عباس دوم ( فارسي ) — صفحة 144 | محمد يوسف واله قزوينى اصفهانى