بيان بغى و طغيان طهمورث نبيرهء « 1 » الكسندر خان « 2 » به اغوا « 3 » و اغراى « 4 » پيشواى نمكبهحرامان داود خان بن اللّهويردى خان اميرالامراى فارس
چمنآراى اين گلزار هميشه بهار در اثناى گلكارى حديقهء پنجم كه گلهاى رنگارنگش از جويبار سوانح و وقايع زمان فرخندهنشان خاقان گيتىستان فردوسمكان طراوتبخش اين گلستان بىخزان است به چابك دستى كلك وقايعنگار بر صحيفهء بيان نگاشت كه به هنگام ظهور شرّ و شور موراو نمكبهحرام محمد قلى خان زياداوغلى قاجار كه بعد از محمد خان والد خود به ايالت آن ولايت و حكومت ايل قاجار سرافراز بود به جرم كمخدمتى كه در آن ايّام از وى به صدد « 5 » ظهور رسيد دست از دامن عروس ايالت و بيگلربيگىگرى آن ولايت كوتاه گردانيده به حكم قاضى محكمهء قضا ، اين عروس [ 87 ] بىوفا را به عقد دوام داود خان پسر كهتر اللّه وردى خان كشيد و پرتو انوار تربيت و عنايت خسروانه بر ساحت حال آن مردود بدفعال تافته بعد از عزل محمد قلى « 6 » خان ايالت ولايت قراباغ به آن مردود عوام و خواص اختصاص يافت و طوايف قاجار كه از ديرباز به ملازمت بيگلربيگيان آن ولايت مأمور بودند از راه امتثال فرمان لازم الاذعان طريق اطاعت و ملازمت وى « 7 » پيمودند و آن قدر نعمت ناشناس به دولت رعايت حقوق پدر و برادر اميرالامراى آن كشور گرديده پايهء قصر اقتدار را « 8 » از گنبد دوّار گذرانيد « 9 » و چنانچه در محل خود گذشت بعد از ارتفاع و انخفاض ستارهء بخت طهمورث بدبخت در سير « 10 » و دور مدارج متابعت و مخالفت خاقان فردوس منزلت و انهدام بنيان فتنه و فساد موراو نمكبهحرام چشم از گران خواب غفلت و غلطكارى گشوده مصاحبت و
هامش
( 1 ) . الف ، ب : « نبيره » ندارد .
( 2 ) . ب : اكسندر خان .
( 3 ) . الف ، ب : « اغراى » ندارد .
( 4 ) . ب : به اغواى .
( 5 ) . الف ، ب : « صدد » ندارد .
( 6 ) . الف ، ب : على .
( 7 ) . ب : « وى » ندارد .
( 8 ) . الف ، ب : « را » ندارد .
( 9 ) . الف ، ب : گردانيد .
( 10 ) . ب : سر .