بلاغى كه او نيز در اين ادعا حكم [ 83 ] نبدى ميرزا داشت از راه دريا به درگاه معلّى بروز نمود و با « 1 » آنكه كشته شدن سلطان بلاغى در قضاياى سال ارتحال نوّاب گيتىستان فردوسمكان به تقريب گزارش سوانح ديار هندوستان در حديقهء خامسه از اين گلزار هميشه بهار نگارش پذيرفته ، امّا در اثناى اين سال بدين منوال به عرض عاكفان سدّهء جاه و جلال مىرسيد كه جوانى تخمينا در سن بيست سالگى به بندر پتن « 2 » و قلعه سورت « 3 » آمده از راه دريا عازم درگاه جهانپناه است و صورت حال خود را بدين منوال بيان مىنمايد كه خدمتش داوربخش پسر سلطان خسرو مكحول است كه بعد از واقعهء ناگزير شهريار جهانگير سلطان سليم جد بزرگوار خود ، در راه كشمير به مصلحت امرا و اركان دولت آن خاندان مالك ملك و سرير و به سلطان بلاغى موسوم و مشهور و به اتّفاق امرا و اركان دولت روانه به جانب لاهور شده بوده و در آن اثنا به مقتضاى قضا خديو معظّم سلطان خرم * مشهور به شاه جهان از برهانپور « 4 » كه دار افسردگى روزگار وى بوده در طلب جاى پدر طريق دار الخلافهء آگره « 5 » كه پايتخت سلاطين آن سرزمين است پيموده و امراى نامور و طبقات لشكر به جانب او ميل نموده از اين راه ابواب تفرقه و تشويش بر روى سپاه و پادشاهى « 6 » سلطان بلاغى گشوده مىگردد و بعد از آنكه به فرمان پادشاه پادشاهان ، شاه « 7 » جهان اورنگ زيب * [ صاحب ] « 8 » سلطنت مملكت هندوستان مىشود ، امرا و اركان دولت آن سلسله به تخصيص آصف خان كه مدار عليه كارخانه سلطنت بوده سلطان بلاغى و شاهزادهها را كه در اردوى بزرگ بودهاند شاء ام ابى « 9 » بر سر راه پادشاه مىآورند و
هامش
( 1 ) . الف ، ب : تا .
( 2 ) . الف ، ب : بين . بندر پتن در كتب قديم به نهرواله موسوم است ، از شهرهاى معظم گجرات .
( معجم الامكنه ، ص 39 ) .
( 3 ) . سورت از شهرهاى ايالت گجرات در غرب هند بر خليج كمبايه . ( دايرةالمعارف فارسى )
( 4 ) . شهرى است به خانديس از بلاد هند از بناهاى نصير خان فاروقى خانديسى . ( خاتمهء شاهد ، 53 ) .
( 5 ) . برهانپور : شهرى است در هند كه اكبرآباد نيز گفته مىشود اكنون جزو ايالت او تار پرادش است .
( دايرةالمعارف فارسى ) .
( 6 ) . الف و ب : شاهى .
( 7 ) . الف ، ب : « شاه » ندارد .
( 8 ) . م : ندارد .
( 9 ) . الف ، ب : شباء ام ابى و در حاشيه ب : اتيا ام اتبا . المحجة البيضاء ، ج 3 ، ص 425 .