درآمده رخصت انصراف به صوب ديار خود كرامت فرمود و چون در مدّت اقامت ايران پيوسته ابواب اكتساب سعادات بر روى خيريت ذات خود گشود به بلدى خضر توفيق طريق ادراك زيارت عتبات عاليات سدره مرتبات عرش درجات پيموده بود و آرزوى « 1 » تقبيل عتبهء علياى شاهنشاه كشور خراسان و ادراك سعادت زيارت و طواف آستان ملايكمطاف آن حضرت در دل داشت از آن راه روى عزيمت به صوب مقصد گذاشت و شهريار دوستنواز دشمن گداز « 2 » ، سلطان عبد اللّه قطب شاه را به افسر انواع دلجويى [ 77 ] و احسان سرافراز فرموده امامقلى بيك شاملو يساول صحبت را كه از راه وفور « 3 » كياست و فراست بلد طرز و طور ايلچىگرى و سفارت بود به ايلچىگرى ولايت دكن معيّن و با منشور باهر السرور « 4 » عنايت و احسان و تحف و هداياى شايان كه از آن جمله چند سر « 5 » اسب خان زاد صرصر تكتازى تازىنژاد بود به مرافقت خيرات خان به صوب آن ولايت روان نمود .
ديگر از سوانح اين سال ، اشتعال نايرهء فتنه و فساد اوزبكان بدنهاد در ديار خراسان و ارسال خلف بيك سفرهچىباشى از راه سردارى عساكر « 6 » ظفرنشان خراسان بود .
تفصيل اين اجمال و تبيين اين مقال آنكه ، چون در اواخر سال گذشته به انهاى امراى خراسان و تقرير تجّار و متردّدين بر آيينهء ضمير خورشيد نظير عكسپذير گرديده بود كه طايفهء اوزبكيّه به تخصيص اورازبى بهادر حاكم چيچكتو « 7 » و ساير اعاظم و اعيان اوزبكيهء بلخ دفتر عهد و پيمان خود را كه با زمان بيك سردار سابق خراسان در ميان داشتند بر طاق نسيان گذاشته به عزم تسخير و تصرّف قلعه ماروچاق رايت مخالفت و طغيان افراشتهاند . و همچنين از جانب امامقلى خان ، خان كلان مملكت ماوراءالنهر و تركستان ، سپاهى جنگجو به عزيمت تسخير قلعهء
هامش
( 1 ) . ب : از روى .
( 2 ) . ب : گذار .
( 3 ) . ب : « وفور » ندارد .
( 4 ) . الف ، ب : النور .
( 5 ) . ب : رأس .
( 6 ) . الف ، ب : اقبال .
( 7 ) . چيچكتو : از توابع بلخ در كنار جادهء ميمنه در شصت كيلومترى ميمنه . ( خاتمهء شاهد ، ص 84 ) .