راه خيرخواهى كسان « 1 » به نزد آن افغان زيادهسر فرستاده او را از آن اطوار ناهنجار منع نمود و چون به منع وى ممنوع نمىشد حقيقت ماجرا « 2 » را به مسامع جاه و جلال خاقان بلنداقبال رسانيده در باب گوشمال وى مترصّد صدور فرمان گرديد و آن افغان بىنام و نشان از بيم مؤاخذه و بازخواست در سال هزار سى و هشت بىصلاح و تجويز بيگلربيگى خود را در دار السلطنهء قزوين به موكب ظفر قرين خاقان روى زمين رسانيده و از على مردان خان شاكى گرديد و آن حضرت به نصايح خسروانه و مواعظ شاهانه او را با بيگلربيگى مشار اليه صلح داده امامويردى بيك شاملو را همراه او به صوب دار القرار قندهار فرستاد تا در ميان ايشان به اصلاح ذات البين پرداخته ابواب منازعه و مناقشه را در ميانه مسدود سازد و مشار اليه به موجب فرمان لازم الاذعان عمل نموده طريق مراجعت پيمود و بعد از وقوع واقعهء ناگزير خاقان خلد سرير كه در اواخر سال مذكور سلسلهجنبان انواع مفاسد و فتور و اقسام شرّ و شور شد شير خان مغرور از شراب زيادهسرى و غرور ، بدمستى پيش گرفته به تجديد ، سالك طريق فتنه و فتور گرديد و در بدسلوكى « 3 » با تجّار خير مدار و آينده و رونده كار زيادهسرى را به جايى رسانيد كه قوافل ديار هندوستان به هرجا كه رسيده بودند از بيم ظلم و تعدّى و خوف تطاول و دستانداز وى « 4 » رحل اقامت افكنده صورت حال را به بيگلربيگى مشار اليه اعلام نمودند . و همچنين فرياد نامهها از حكام ديار هندوستان مشعر بر ظهور دست درازى و مخالفت و عصيان شير خان به محال متعلّقه به ايشان به على مردان خان رسيده به تجديد كسان را به نزد وى فرستاده [ 57 ] پيغام داد كه چون در ميان پادشاه والاجاه ديار هندوستان و خواقين والاشأن دودمان ولايتنشان ابواب مصادقت و موالات مفتوح بوده و هست و اليوم سيّد بركه ايلچى پادشاه والاجاه هندوستان در « 5 » آستان گردونشأن و محمد على بيك رسول نوّاب كامياب همايون در ولايت هندوستان اقامت دارند صدور امثال اين امور از آن زيادهسر مغرور بر هم زن هنگامهء دوستى و اتّحاد جانبين
هامش
( 1 ) . الف ، ب : « كسان » ندارد .
( 2 ) . ب : ماجر .
( 3 ) . ب : بد و سلوكى .
( 4 ) . الف ، ب : دستاندازى .
( 5 ) . ب : و .