آن خطّهء خلدنشان ميهمان خوان انعام و احسان و منتظر ورود موكب ظفرنشان گرديد . و چون رايت نصرت آيت قرين فتح و نصرت به صوب مقرّ سلطنت ابد مدّت معاودت نمود « 1 » ، سيّد مشار اليه به شرف زمين بوس « 2 » و عزّ مجالست مجلس همايون سربلند گرديده نامهء نامى شاهنشاه گرامى را با تحف و هداياى ديار هندوستان از نظر كيميا اثر خاقان بحر و بر گذرانيد و بعد از تبليغ رسالت و انقضاى مدّت ايلچىگرى و سفارت « 3 » رخصت معاودت حاصل نموده با جواب نامهء صداقت ختامه و تحف و هداياى خسروانه مقضى الاوطار « 4 » طريق مراجعت به صوب ديار هند « 5 » پيمود .
سانحه « 6 » ديگر از سوانح اواخر اين سال خير مآل ، ارتفاع غبار نقار فيما بين على مردان خان خلف گنجعلى خان حاكم دار القرار قندهار و شير خان افغان و گوشمال آن افغان « 7 » بدفعال بود .
خلاصهء اين مقال آنكه ، در زمان فرخندهنشان شاه جنّتمكان كه شاهزادهء والاتبار سلطان حسين ميرزاى گرامى خلف بهرام ميرزا به فرمان عم بزرگوار حاكم و فرمان فرماى ديار قندهار بود ، پدر اين شير خان كه حسن بن عبد القادر « 8 » نام داشت و از زمرهء افاغنه ترينى « 9 » بود طريق اطاعت و متابعت سلطان حسين ميرزا مىپيمود و چون ولايت قندهار ، چنانچه در حديقهء خامسهء اين گلزار هميشه بهار رقمزدهء كلك وقايعنگار گرديده ، به حيطهء تصرّف و تسخير لشكر جغتاى قرار گرفت ، حسن مشار اليه در آن ولايت مجال اقامت نيافته در سال هزار و يازده هجرى كه موكب همايون خاقان گيتىستان فردوسمكان در مملكت خراسان اقامت داشت با عيال و اطفال و احمال و « 10 » اثقال به عتبهء اقبال و آستان جاه و جلال شتافت و بعد از ادراك
هامش
( 1 ) . خلاصة السير ، ص 115 : « شاه صفى در تاريخ چهارشنبه دوم ذىحجه به اصفهان رسيد و روز ديگر سفير هند را به حضور طلبيد » .
( 2 ) . الف ، ب : زمينبوسى .
( 3 ) . ب : سفارش .
( 4 ) . الف ، ب : مقضى المرام .
( 5 ) . ب : هندوستان .
( 6 ) . الف ، ب : « سانحه » ندارد .
( 7 ) . ب : افعال .
( 8 ) . الف ، ب : عبد الغفار .
( 9 ) . ب : تربتى .
( 10 ) . الف ، ب : « احمال و » ندارد .