حمام بر وى پيموده به تيغ ظلم و نقشنمودش نمودش را از صحيفهء وجود زدود و بعد از تقديم لوازم مهربانى « 1 » و تمهيد مراسم مهماننوازى چون به خاطر پليدش « 2 » مىگذشت كه به كشتن آن بىگناه حاكم مطلق العنان آن ولايت خواهد گشت ، به عزيمت آنكه به حيله و چاپلوسى طهمورث خان را ممدّ و معاون خود گرداند با وى از در وفاق و اتّفاق درآمده دوستانه به خانه وى رفت و چون در آن ولا طهمورث از طريق بىراهه روى به راه آمده و طريق اخلاص و دولتخواهى نوّاب كامياب شاهى مىپيمود قتل آن بىگناه را عذرخواه گناه خود ساخته صورت واقعه را عرضه داشت درگاه جهانپناه نمود و شهريار خطابخش پوزشپذير به ازاى اين نيكوخدمتى « 3 » از تقصيرات و جرايم گذشتهء « 4 » [ 55 ] وى گذشته طهمورث سرگردان را به تجديد طهمورث خان و حاكم مطلق العنان ولايت گرجستان كارتيل سواى تفليس كه به حكم وراثت به گرگين خان خلف همايون تعلّق گرفته بود ، گردانيد .
و همچنين در اين سال فرخفال ، ابواب آمد شد ايلچيان سلاطين بلنداقبال به آستان جاه و جلال خاقان ستوده خصال مفتوح گرديده از راه پرسش تعزيت خاقان گيتىستان فردوسمكان و رسانيدن تهنيت جلوس سعادت مأنوس به آستان سدرهنشان رسيدند . از آن جمله آمدن سيّد بركه « 5 » نام سيّدى عالىمقام از سادات عظام كرام و امراى عالىشأن ديار هندوستان است كه به رسم ايلچىگرى و سفارت از نزد شهريار معظم سلطان خرّم « 6 » فرمان فرماى ممالك « 7 » هندوستان با نامهء صداقت عنوان و تحف و هداياى شايان به ديار عجم رسيده چون اعلام جهانگشا و رايات نصرت انتما در آن ولا به صوب گوشمال اعداى خاكسار بادپيما شقهگشا و مرحلهپيما بود ، حسب الاشاره و الا رخت اقامت به دار السلطنهء اصفهان كشيده در
هامش
( 1 ) . الف ، ب : « مهربانى » ندارد .
( 2 ) . الف ، ب : بلندش .
( 3 ) . ب : گونه .
( 4 ) . الف ، ب : « گذشته » ندارد .
( 5 ) . خلاصة السير ، ص 115 : « مير بركه و مير ظريف كه از جانب هندوستان با ارمغان بىپايان به سدهء سنيه آمده و به جهت مقدمهء روميه در دار السلطنهء مذكور متوقّف بودند به شرف تقبيل آستان فلك توأمان مشرّف گشته » .
( 6 ) . الف ، ب : « خرّم » ندارد .
( 7 ) . الف ، ب : مملكت .