رايت عزيمت به گوشمال آن طايفهء زيادهسر و تاخت و تالان آن گروه غارتگر افراخته امراى « 1 » تابين و عساكر آن سرزمين را از انديشهء خود مطلع و آگاه ساخت و لشكرى سراپا دل و جگر كه شمار آن به ده هزار نفر مىپيوست فراهم آورده نخست قدم ثبات و قرار به تاخت و تاراج اكراد محمودى و ساير قبايل و عشاير اكراد بدبنياد كه طريق بغى و طغيان و مخالفت و عصيان مىپيمودند افشرد و چون اماكن و مساكن ايشان را به نهب و غارت از صامت و ناطق پرداخت « 2 » سمند جرأت به ولايت اخلاط و عادلجواز « 3 » تاخته تخم فتنه و فساد را نيز از آن ديار و بلاد برانداخت و چون مانع و مزاحمى در معارضه و مقابلهء امراى اكراد و سرخيلان قبايل و عشاير در آن عزيمت نداشت با اسير بسيار و غنايم بىشمار روى معاودت به ديار خود گذاشت .
سانحهء « 4 » ديگر واقعهء حيرتافزاى كشته شدن همايون خان خلف بكرات خان والى گرجستان كارتيل « 5 » است كه با آنكه قامت « 6 » قابليتش به تشريف شرف مصاهرت اين دودمان و الا مشرف و ممتاز و فرق اقتدارش به افسر مزيد قرب و وفور اختصاص خاص « 7 » سرافراز بود به تيغ غدر گمنامى سهراب نام از رفقاى موراو « 8 » نمكبهحرام روى نمود .
بيان اين سخن آنكه ، سهراب مذكور كه از جملهء [ 54 ] اميرزادگان قراقلخان و ازناوران معتبر گرجستان كارتيل و در زمان فرخندهنشان خاقان گيتىستان فردوسمكان به شرف غلامى آن حضرت ممتاز و از ساير غلامان به افسر انواع عاطفت و احسان سرافراز بود « 9 » در سفر روسياهى به اتّفاق موراو مردود مطرود
هامش
( 1 ) . الف ، ب : امراى و .
( 2 ) . الف ، ب : غارت فرمان داد .
( 3 ) . الف ، ب : عادل خوار .
( 4 ) . الف ، ب : « سانحه » ندارد .
( 5 ) . كارتيل : بخش مركزى ايالت گرجستان كه مركز آن تفليس بود .
( 6 ) . الف ، ب : « قامت » ندارد .
( 7 ) . الف ، ب : « خاص » ندارد .
( 8 ) . موراو لقب گيوركى ساكادزه است . گيوركى ساكادزه از خانوادگان گرجى بود كه در خدمت شاه عباس مىزيست و در جنگها از او خدمات شايان سرزد امّا در سال 1032 ه . ق . بر شاه ياغى شد و در گرجستان به برانگيختن مردم بر عليه ايران پرداخت پس از مدتى به پيش سلطان مراد رفت . ( تاريخ مفصّل ايران ، ص 692 ) .
( 9 ) . الف ، ب : بود و .