روى روزگار زمانه و زمانيان مفتوح گردانيد و بر اثر اين خبر مسرّت اثر اعلام فتح و ظفر به صوب مقصد پرچمگشاى و مرحلهپيماى گرديده موكب ظفرنشان در روز شنبه يازدهم شهر شعبان به حلّه رسيد و رستم بيك سپهدار و ساير امرا و اعيان لشكر ظفر « 1 » شعار كه سلسلهجنبان آن فتح نامدار بودند به استقبال رايات دولت و اقبال و الويهء جاه و جلال ، اقبال نموده در حوالى شهر به شرف پاىبوس خاقان گردون اقتدار سربلند و به توجّهات گوناگون و نوازشات از حد افزون ممتاز و سرافراز گرديدند و اورنگآراى سرير كيان كامياب و كامران از جسر جديدى كه امراى عالىشأن و عساكر نصرتنشان بر رود فرات بسته بودند عبور و در بارگاه كيانى كه بر ساحل آن بحر پرشور و شرّ افراخته بودند نزول اجلال فرمود و روز ديگر به فرمان فرمان فرماى هفت كشور بزمى خسروانه و مجلسى [ 52 ] پادشاهانه آراسته خسرو تاجور چون مهر انور بر تخت زر بر آمد « 2 » و امراى عالىشأن و اركان دولت ابدنشان و ساير مقرّبان بساط « 3 » قرب و محرمان حريم انس بر اطراف و جوانب آن بزم ارم نگار قرار گرفته بساط عشرت و نشاط و مسرّت و انبساط گسترده گشت و شميم عنبر و عود و آواز رود و سرود « 4 » از ذروهء چرخ كبود گذشت و تواچيان لشكر ظفرلوا نخست على پاشاى كسكن و ذو الفقار پاشا و خواهرزادهء خليل پاشا را كه تازه گلى از گلستان صنع خدا بود با دست بسته و دل شكسته از نظر كيميا اثر گذرانيده دربارهء ايشان مترصّد صدور فرمان گرديدند و مروّت شاهانه و مراحم خسروانه گرفتارى ايشان را بهانهء عفو و بخشايش ساخته به رهايى ايشان و ادراك شرف بساط بوس و جلوس در حواشى آن بزم ارمنشان فرمان داد و پس « 5 » از آن افواج بحر امواج و طبقات لشكر ظفر تلاش قزلباش به دستور مقرّر و قاعدهء مستمره « 6 » دولت ابدنشان به « 7 » ترتيب « 8 » ملاحظه سان جوق جوق و فوج فوج از نظر اشراق اثر گذشته سرها و اخترمهها و اسراى مخالفان را منظور انظار كيميا آثار گردانيدند « 9 » و طنطنهء كوس
هامش
( 1 ) . الف ، ب : نصرت .
( 2 ) . ب : برآمده .
( 3 ) . ب : « بساط » ندارد .
( 4 ) . الف ، ب : « سرود » ندارد .
( 5 ) . ب : پيش .
( 6 ) . الف ، ب : مستمر .
( 7 ) . ب : « به » ندارد .
( 8 ) . الف ، ب : به ترتيب .
( 9 ) . ب : گردانيد .