تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران در زمان شاه صفى و شاه عباس دوم ( فارسي ) — صفحة 77

مساهمون:

ص٧٧
مانند على پاشاى كسكن و ذو الفقار پاشا و امثال ايشان طريق متابعت و مرافقت وى پيمودند و قرب دوازده هزار نفر از عسكر قيامت اثر روم مع ملازم و خدمتكار و آت اوغلانى و غير آن و جماعت كونيكلو ولوند « 1 » و سرون كيجدى و اجامره و اوباش آن مرز و بوم و بىسر و پايان طوايف اعراب و اكراد به ريسمان پوسيده وعده‌هاى پسنديدهء سردار به چاه اطاعت و انقياد افتاده بعد از آنكه در عرض چهل پنجاه روز آن قلعه و حصار را به اتمام رسانيدند به حفظ و حراست آن ولايت مأمور و مشغول گرديدند و ذخيره و ما يحتاج قلعه‌دارى را زياده از آنچه در كار باشد بر رعاياى بيچاره تحميل و نقل قلعه نموده در آن حصار استوار ابواب اقتدار گشودند و چون صورت حال پيشتر « 2 » از آنكه ماهچهء اعلام جاه و جلال بر ساحت ولايت عراق عرب پرتوافكن گردد به مسامع جلال خسرو بلنداقبال رسيد ، فرمان همايون به شرف نفاذ مقرون گرديد كه منظور نظر تربيت و احسان و مشمول عواطف و مراحم بىكران ، رستم بيك مير ديوان و سردار عساكر ظفرنشان كه با افواج « 3 » بحر امواج مقدمهء جنود فتح و ظفر و مانند ستارهء سحر پيشرو آفتاب انور است از دارالسلام بغداد رخت اقامت به جانب حلّه كشيده « 4 » به زور سرپنجهء جلادت و كاردانى آن سنگ گران را از سر راه سپاه ظفر پناه بردارد و بعد از صدور فرمان لازم الاذعان الويهء دولت و اعلام فتح و نصرت به صوب مقصد طريق مسارعت پيموده در روز چهارم ماه جمادى الآخر سال مذكور در دارالسلام بغداد بار كشورستانى گشود « 5 » و چون اخبار استوارى قلعهء حلّه و استحكام آن از راه جمعيّت اسباب قلعه‌دارى و كثرت و ازدحام بهادران حصارى و بسيارى توپ و تفنگ و وفور لوازم آلات و ادوات امور جنگ بر سبيل تعاقب و توالى به پايهء سرير بلنداقبالى مىرسيد به اشارهء و الا جمعى از امراى نامدار و عساكر نصرت شعار و ملتزمان عتبهء [ 49 ] اقبال كه پيوسته سايهء
هامش
( 1 ) . ذيل عالم‌آرا ، ص 62 : « لوندان » . ( 2 ) . ب : پيش . ( 3 ) . الف ، ب : به افواج . ( 4 ) . ب : كشيد . ( 5 ) . تاريخ صفويان ، ص 83 : « روز چهارشنبه 27 جمادى الاول به حوالى قلعهء بغداد آمده صفى قلى خان به پاىبوس اشرف مشرّف شد . شب سه شنبه 4 جمادى الآخر داخل بغداد شدند » .