تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران در زمان شاه صفى و شاه عباس دوم ( فارسي ) — صفحة 75

مساهمون:

ص٧٥
حربى شديد به وقوع انجاميده عاقبت به آتش دستى فوجى از تفنگچيان آتشباز كه به فرمان زمان بيك بر سر توپخانهء « 1 » روميان تاخته « 2 » بودند توپخانه و اسباب آن را از دست داده به ناچار جريده و سوباى پاى فرار به وادى اضطرار « 3 » نهادند و در آن معركهء هولناك بيشتر از هزار و پانصد نفر از آن گروه بداختر عرضهء تيغ تلف و زياده بر سيصد نفر اسير سرپنجهء اقتدار لشكر ظفر شعار گرديده غنايم موفور و اموال و اسباب غير محصور فتوح روزگار جنود ظفر ورود شد و چون از مهب عنايت بىغايت نسيم فتح و نصرت بر پرچم رايت نصرت آيت عساكر ظفر خاصيّت وزيد غازيان جان « 4 » فشان به شكرانهء آن فتح نمايان دست از كشش و كوشش بقية السيف كشيده به جانب قلعه بازگرديدند و مصطفى پاشا « 5 » كه زخمدار از معركهء گيرودار و ميدان كارزار فرار اختيار نموده بود چون به كركوك رسيد « 6 » قوت حركت را از خود ساقط ديد از مركب فرار « 7 » درغلتيد و مردم آنجا به قتلش پرداخته سر پرشور و شرش را به نزد زمان بيك آوردند . و از جملهء غنايم بىكران آن فتح نمايان سى و دو قبضه توپ و بادليچ و ضرب زن خرد و بزرگ بود كه با اسباب توپخانه نقل قلعهء دارالسلام بغداد نمودند . القصّه ، به « 8 » اين دست برد نمايان ديگرباره ولايت شهر زور و قلاع آنجا به حيطهء تصرّف و تسخير خان احمد خان درآمده در آن ديار از روميان غدّار ديّار نماند و بعد از آن فتح نامدار ، خان مشار اليه به اتّفاق زمان بيك سردار با عساكر نصرت شعار متوجّه درگاه جهان‌پناه بودند كه ناگاه در عرض راه راحلهء حيات زمان بيك به سر درآمده رشته حياتش به مقراض اجل كوتاه شد ، و خان احمد خان از دارالسلام بغداد به عزّ بساط بوس « 9 » فايز گرديده صورت حال را به مسامع جلال خاقان ستوده خصال رسانيد و خاقان بنده‌پرور و شهريار عدالت‌گستر ، اولاد « 10 » مرحوم مذكور را
هامش
( 1 ) . الف ، ب : توپچيان . ( 2 ) . ب : باخته . ( 3 ) . م : اضطرار به وادى فرار . ( 4 ) . الف ، ب : آتش . ( 5 ) . م : مصطفى پاشا را . ( 6 ) . م : رسيده . ( 7 ) . ب : قرار . ( 8 ) . الف ، ب : با . ( 9 ) . ب : بساط بوس . ( 10 ) . ب : آورد .
ايران در زمان شاه صفى و شاه عباس دوم ( فارسي ) — صفحة 75 | محمد يوسف واله قزوينى اصفهانى