مثال دنبالهرو آفتاب جاه و جلال بودند طريق امداد و معاونت رستم بيك سردار پيمودند و بر اثر ايشان فوجى نيز از قورچيان و غلامان و تفنگچيان و ساير ملازمان معسكر ظفر بنياد كه به حفظ و حراست قلعه دارالسلام بغداد مأمور بودند از راه امتثال فرمان واجب الاذعان به جانب حله « 1 » روان گرديدند . و سردار عساكر اقبال چون عبور و مرور جيش منصور را بدون بستن جسر از آن بحر پرشور و شرّ محال مىشمرد و چيره دستى كمانداران توپ و تفنگ نمىگذاشت كه در برابر آن قلعه و حصار جسر بسته آيد ، قرب پنج شش فرسنگ راه از محاذات قلعه رخت مسارعت به پايان رود فرات كشيده به چند فروند كشتى وصال و كلك كه مهناى عرب از راه دولتخواهى مرتّب گردانيد از آن بحر پرشور عبور و در پاى قلعهء حلّه نزول نمودند و با آنكه سردار لشكر « 2 » ظفر قرين « 3 » به رسم و آيين سلاطين كشورگشاى محصوران آن قلعه و حصار را از چيره دستى اقبال بلند و نيروى بازوى دولت ابد پيوند آگهى داده به نصايح سودمند و مواعظ ارجمند ابواب حصول امنوامان بر روى قلعهداران گشاد ، امّا اثرى بر آن مترتب « 4 » نگرديده « 5 » كليد اميدى به قفل ديرگشاى زيادهسرىهاى روميان نيفتاد ، لاجرم قدم قلعهگشايى پيش نهاده ، علم غيرت و حميّت را به عزيمت محاصره پرچم گشادند و نايرهء دار و گير از بيرون و درون به كرهء اثير رسيده مدّت « 6 » محاصره به امتداد كشيد و چون به جهت مرور و عبور سپاه منصور و آمد و رفت مردم اردو بازار بستن جسر ضرور بود در بدايت كار قرار به بستن جسر داده از اين راه ابواب سعت « 7 » معيشت بر روى لشكر ظفر خاصيّت گشادند و مقارن آن درياى همّت بحر خاصيّت خاقان كان يمين « 8 » بحر يسار موج زن گرديده به خروارها « 9 » سيم و زر از خزانهء عامره به مدد خرج لشكر ظفر اثر رسيد و غازيان جان فشان كه به درد بىدرمان تحصيل اسباب مدار و معاش گرفتار بودند به بارش اين ابر احسان ابواب رفاه حال و فراغ بال بر روى روزگار خود گشوده در امر قلعهگشايى طريق
هامش
( 1 ) . الف ، ب : خلد .
( 2 ) . الف ، ب : لشكريان .
( 3 ) . الف ، ب : اقران .
( 4 ) . الف ، ب : مرتّب .
( 5 ) . م : نكرده .
( 6 ) . الف ، ب : مدّتى .
( 7 ) . الف ، ب : وسعت .
( 8 ) . الف ، ب : ثمين .
( 9 ) . ب : خرواريها .