تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران در زمان شاه صفى و شاه عباس دوم ( فارسي ) — صفحة 64

مساهمون:

ص٦٤
كشيدند ماهچهء رايت اقتدار لشكر ظفر شعار بر ساحت معركهء كارزار و عرصهء ميدان گيرودار پرتو وصول افكنده مخالفان غدّار به قدم فرار خود را از معركه به كنار كشيدند و چون در اثناى دار و گير جمعى كثير از آن جم غفير عرضهء تيغ تيز و سنان خونريز شده مراكب ايشان نيز به چراگاه آخرت شتافته بودند به سرعت برق و باد مسرعان نزد سردار فرستاده طلب كمك و مدد نموده بودند در اثناى غروب آفتاب انور كه شعلهء شور و شرّ هر دو لشكر از التهاب فرونشسته بود ، قرب پنج شش هزار نفر از معسكر سردار به مدد و كمك روميان خاكسار رسيده وسيلهء ثبات و قرار رستم بيك و عساكر ظفر مدار گرديد كه روز ديگر اگر دامن زن شعلهء شور و شرّ گردند ، ايشان نيز مهيّا و آماده ستيز و آويز بوده يكباره « 1 » مخالفان را آوارهء وادى گريز گردانند « 2 » . و چون اساس پابرجايى ايشان نه چنان روى به اندراس آورده بود كه با وجود رسيدن مدد و كمك ، قدم ثبات و قرار در معركهء كارزار توانند افشرد ، تاريكى شب را مفت خود شمرده روى مسارعت به صوب مراجعت آوردند و رستم بيك مير ديوان و حسين خان بيگلربيگى لرستان نيز مصلحت در معاودت ديده هريك با عساكر نصرت يزك رخت بازگشتن به صوب اردوى خود كشيدند و به آب تيغ غازيان جان‌فشان چون شعلهء اقتدار آن لشكر بىزينهار و آن سپاه خونخوار فرونشست ، حسين خان به جانب ولايت لرستان روان شده رستم بيك ، بار ايلغار به موكب ظفر شعار بست . ديگر از سوانح عبرت‌افزا كه در اثناى ارتفاع اعلام اقبال روى نمود ، سانحهء غريبهء قتل زينل خان سپهسالار بود . تبيين اين مقال و تفصيل اين اجمال آنكه ، از آغاز نشو و نماى نهال اقبال اين متكى ارايك جاه و جلال تا حال كه ميوهء حصول آمالش بر شاخسار اعتبار به كام دل رسيده عارج معارج مدارج بلند و صاعد مصاعد مناصب ارجمند گرديده تا متوسّل به حبل المتين حد خودشناسى بوده روز به روز بر سلّم بلندپايه ترقّيات گوناگون صعود مىنمود و چون به استظهار حسن خدمات شايسته و پشت گرمى
هامش
( 1 ) . الف ، ب : يك‌بار . ( 2 ) . الف ، ب : گردانيد .