تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران در زمان شاه صفى و شاه عباس دوم ( فارسي ) — صفحة 63

مساهمون:

ص٦٣
ورود ايشان بود گذاشته عنان عزيمت به جانب ماهى دشت كه شارع عام دارالسلام بغداد است معطوف داشته‌اند و بنا بر رسيدن اين خبر حسين خان بيگلربيگى ولايت لرستان به توهّم آنكه مبادا به هنگام عبور و مرور لشكر روم كه از حوالى لرستان اتّفاق مىافتد آسيبى از ايشان به قلعهء جستان و مندلى رسد شرف رخصت حاصل نموده طريق مسارعت به صوب آن ولايت پيمود كه در هرجا كه مصلحت دولت ابد مدّت اقتضاى آن كند به موكب ظفر خاصيّت پيوندد . و همچنين به سرحد يقين پيوست كه به هنگام معاودت سردار از حدود درجزين تا ورود ماهى دشت چندين بار نايرهء گيرودار در ميان عساكر نصرت مدار و روميان غدّار اتّفاق افتاده از هر دو طرف جمعى كثير و جمى غفير عرضهء تيغ تلف شده‌اند و يكى از آن جمله آنكه چون حسين خان بيگلربيگى لرستان ، چنانچه ايمايى با آن شد ، به صوب ديار لرستان روان و وارد هرسين « 1 » گرديد سردار از قرب ورود وى خبردار گرديده موازى پنج هزار سوار بر سر راه وى روان گردانيد و هنوز خبر اين شور و شرّ به معسكر ظفر اثر حسين خان نرسيده بود كه رستم بيك مير ديوان كه پيوسته گوش بر آواز جرأت سرشار سردار بود از اين مقدمه خبردار گرديده به سرعت برق و باد خود را با سه هزار سوار كه همراه داشت به مدد و كمك حسين خان رسانيد و هنوز در آن مقام قرار و آرام نگرفته بودند كه سحرگاهى گرد سپاه روميان كه سياهى ايشان اضعاف [ 40 ] مضاعف غازيان ظفرنشان بود از دور نمايان گرديده به عزم جنگ آهنگ معركه نام و ننگ نمودند و « 2 » روز را در تعبيهء لشكر و تسويهء صفوف و آراستن قلب و جناح و ساقه و كمينگاه « 3 » و ترتيب ساير مقدمات سپاه به نصف النهار رسانيده به هنگام زوال دامن زن نايرهء قتال و جدال گرديدند تا غروب آفتاب ، آسياى حرب به خون دلاوران گردان ، و شعلهء تيغ و سنان خرمن‌سوز كشت حيات بهادران بود . و چون علم داران قضا علم شعاع پرچم خورشيد كواكب چشم را به نهانخانهء مغرب
هامش
( 1 ) . الف ، ب : هرسينى . هرسين : از توابع شهرستان كرمانشاه در بخش خاورى شهر قرار دارد و از جنوب به خرم‌آباد متّصل مىشود . دهى به همين نام نيز در بخش زراب سنندج موجود است . ( لغت‌نامه ) . ( 2 ) . ب : « و » ندارد . ( 3 ) . الف ، ب : « گاه » ندارد .