اوست و آنچه در معركهء مريوان روى نمود به مقتضاى قضا و تيزعنانىهاى زينل خان سپهسالار بود ، رجاء واثق كه صدور اين حركت را از قبل اين دولتخواه كه نصب العين ضميرش رفاه حال و فراغ بال خلق اللّه است ندانسته در هر حال [ او را ] « 1 » از مخلصان خيرخواه طرفين « 2 » شمرند و هر چند رقيمهء سردار به خامهء مكر و احتيال تحرير يافته به اظهار صلح و صلاح مىخواست كه به اين وسيله روزى چند عسكر قيامت هجوم روم از آسيب گزند سپاه ظفر پيوند صيانت نمايد ، امّا خاقان تدبير پير دولت جوان مضمون « نحن نحكم بالظّاهر » « 3 » را منظور نظر كشورگشايى ساخته جواب مكتوب سردار را بر « 4 » نهج مرغوب نگاشته به نزد وى ارسال داشتند . و چون اظهار صلاحانديشى و مصلحت كيشى سردار بنا بر « 5 » مصلحت وقت بود فرمان قضا امضا « 6 » شرف صدور يافت كه عساكر اقبال به سردارى رستم بيك ديوانبيگى به تعاقب سردار ايلغار نموده به جانب دارالسلام بغداد روان شوند و الويهء دولت و اعلام فتح و نصرت نيز بر اثر « 7 » لشكر فيروزى اثر به جانب آن كشور پرچمگشاى گرديده زمان درخشيدن آفتاب اقبال از افق جاه و جلال رسيد .
گفتار در بيان لشكر كشيدن خسرو پاشاى سردار بر سر قلعهء بغداد و بيان محاصرهء آن قلعهء سپهر بنياد و وقايعى « 8 » كه در اثناى محاصره و بعد از آن روى داده بىنيل مقصود معاودت به ديار روم پيمود « 9 »
چون رايت شوكت و اقتدار سردار به تسخير قلعهء دارالسلام بغداد پرچمگشاى و
هامش
( 1 ) . م : ندارد .
( 2 ) . ب : طرفى .
( 3 ) . فيه ما فيه ، ص 98 .
( 4 ) . الف ، ب : به .
( 5 ) . ب : « مصلحت كيشى سردار بنا بر » ندارد .
( 6 ) . الف ، ب : قضا مضا .
( 7 ) . ب : برابر .
( 8 ) . الف ، ب : وقايع .
( 9 ) . الف ، ب : معاودت نمودن .