تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران در زمان شاه صفى و شاه عباس دوم ( فارسي ) — صفحة 65

مساهمون:

ص٦٥
جان‌فشانىهاى بايسته روى « 1 » غلطكارى به وادى خودپسندى و سربلندى نهاد « 2 » ، سر رشتهء مراعات ادب و آداب چاكرى و فرمان‌پذيرى را « 3 » در جنگ مريوان از دست داد و مخالفت فرمان لازم الاذعان را در احتراز و اجتناب از معارضهء بىمحابا با روميان سهل و آسان انگاشته چشم زخمى چنان به عساكر [ 41 ] نصرت‌نشان « 4 » روا داشت حميّت بنده‌پرورى به مكافات زياده‌سرى آنچه در سر داشت در كاسهء وى گذاشت و مضمون صدق مشحون « الشيء اذا جاوز عن حدّه انعكس « 5 » الى ضدّه « 6 » » وصف الحال مآل روزگار وى گرديده به فرمان قهرمان قهر به سزا و جزاى خود رسيد و در اثناى آمد و رفت سردار روم در آخر روزى كه ستارهء اقبالش به مغرب زوال رسيده بود شعلهء غضب قيامت لهب نسبت به وى « 7 » سركشى پيش گرفته خرمن حياتش در جوار سراپردهء خادمان حرم به برق تيغ خواجه‌سرايان به باد فنا رفت « 8 » . و بعد از سنوح اين سانحهء عجيبه جمعى كه از اردوى سردار به درگاه معلّى آمده بودند اظهار مىنمودند « 9 » كه سلسله‌جنبان وقوع جنگ مريوان وفور بىخبرى و غرور زياده‌سرى زينل خان سپهسالار بود و اگر نايرهء شور و شرّ به باد دامن غرور وى شعله‌ور نمىشد از قبل سردار عسكر « 10 » روم كار به اينجا نمىرسيد و مقارن آن بابا خان بيك صالحى كه از جمله جنود ظفر ورود قزلباش ظفر تلاش و گرفتار كمند اقتدار روميان بدمعاش و بدين « 11 » جهت در ميان ايشان بود با ذريعة الاخلاص سردار كه به خامهء حيله و تزوير تحرير يافته بود مشمول توجّهات خسرو پاشا ، مرخّص و وارد درگاه معلّى گرديده ذريعة الاخلاص « 12 » او را به اين مضمون به نظر آفتاب اثر رسانيد كه ، چون از جانب جناب خواندگار « 13 » اختيار صلح و جنگ در قبضهء اقتدار
هامش
( 1 ) . م : محو ، از روى الف ، ب ، تكميل گرديد . ( 2 ) . م : نهاده . ( 3 ) . الف ، ب : « را » ندارد . ( 4 ) . الف ، ب : مآثر . ( 5 ) . الف ، ب : كسر . ( 6 ) . امثال و حكم ، ج 1 ، ص 254 . ( 7 ) . الف ، ب : « در آخر روزى . . . به وى » ندارد . ( 8 ) . تاريخ صفويان ، ص 83 : « روز چهارشنبه ششم ذىحجه به قتل رسانيده » . ( 9 ) . ب : مىنمود . ( 10 ) . ب : عساكر . ( 11 ) . الف ، ب : برين . ( 12 ) . الف ، ب : « الاخلاص » ندارد . ( 13 ) . ب : خونه‌كار .
ايران در زمان شاه صفى و شاه عباس دوم ( فارسي ) — صفحة 65 | محمد يوسف واله قزوينى اصفهانى