بودند . امام در ايشان روحيهء مذهبى مىدميد و از آنها مبلّغانى حقيقى مىساخت و دوباره به انقلابى از نوع ديگر مىپرداخت .
امام صادق ( ع ) نيز از كسانى بود كه انقلاب عموى خود « زيد بن على » را تأييد مىكرد . نه ما و نه هيچ مورّخ ديگرى نمىتواند بپذيرد كه ، برادر يا پسر عموى امام يا كسان ديگرى كه جزء پيروان مخلص ائمّه بودند ، عليه سلطهء امام بشورند و صرفا بر مبناى هوا و هوس به انقلاب بپردازند بلكه ، در اين زمينه نقشههاى خاصّى مطرح بود . ائمّه ( ع ) در يك زمان به چندين عمل مىپرداختند و انقلاب سياسى و جنبشهاى آزاديبخش در ضمن فعّاليّتهاى ايشان قرار داشت و ارتباط امام ( ع ) با مختار نيز در همين محدوده بود .
امام علنا در انقلاب شركت نكرد زيرا شركت علنى امام ( ع ) در انقلاب ، عملى صحيح به شمار نمىرفت ، چرا كه ممكن بود انقلاب با شكست روبرو شود و با شكست نظامى انقلاب ، امام و جنبش وى و همهء افراد مكتبى در جهان ، به پايان كار خود مىرسيدند و اين اقدامى عاقلانه نبود .
زيرا امام در موضعى قرار داشت كه ساير انقلابها را تغذيه مىكرد و بطور كلّى و به شكل غير علنى بر آنها اشراف داشت .
در اينجا بايد شجاعت و جانبازيهاى مختار را در راه حق و حقيقت يادآور شويم زيرا ، وى عدم تأييد ظاهرى خود را از امام پذيرفت و بدون آنكه سرّ بين خود و امام را فاش كند در جهت برپايى يك انقلاب كوشيد .
در اين زمينه تفاصيل بيشترى پيرامون ارتباط ائمّه ( ع ) و انقلابهاى ديگر وجود دارد و تمامى حركتهاى سازندهء امّت اسلام ، اعم از جنبش نظامى يا فرهنگى يا مذهبى يا حركتهايى كه در جهت گسترش قلمرو اسلامى بوده و نظاير آن بر مبناى نقشهها و رهبرى ائمّه معصومين ( ع ) صورت گرفته است .
در فصول آينده اين واقعيّت تاريخى را به اثبات خواهيم رساند كه ائمّه ، پيشوايان حق و حقيقت بودند و موجب پيدايش انقلابهاى مختلفى شدند ، و امامت ايشان تنها بر مبناى وصيّت نبوده است كه خواسته باشند هيچ تلاشى از خود نشان ندهند و اثرى از خود در جهان باقى نگذارند .
با اين ترتيب اختلاف موهومى كه در ابتداى بحث بدان اشاره شد از ميان مىرود .
پىنوشتها :
( 1 ) - سفينة البحار ، ج 1 ، ص 545 .
( 2 ) - بحار الانوار ، ج 45 ، ص 343 .