تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امامان شيعه و جنبشهاى مكتبى ( فارسي ) — صفحة 81

مساهمون:

ص٨١
بسيارى از مورّخان ديگر به اين حقيقت اعتقاد داشتند كه : مختار فردى مكتبى ، انقلابى و مخلص بود كه مردم را به پيوستن به رضاى آل محمّد ( ص ) يعنى امام زين العابدين فرا مىخواند . بدين ترتيب اگر مختار فردى مكتبى بوده ، كه مردم را به رضاى آل محمّد دعوت مىكرده است ، پس چرا امام زين العابدين به كوفه نرفت و امامت همهء مردم را به عهده نگرفت و رهبرى انقلاب مختار را كه چندين ماه در مسند حكومت كوفه قرار داشت ، نپذيرفت بلكه ، فقط به گرفتن سر عبيد اللّه بن زياد بسنده ، و خداوند را براى انتقام خون پدر مظلومش ، سجده كرد . از سوى ديگر امام باقر ( ع ) چنين مىفرمايد : « مختار را دشنام ندهيد زيرا او قاتلان خاندان ما را به قتل رساند و انتقام ما را گرفت و زنان بيوهء ما را به ازدواج درآورد و اموال را در حالى كه در سختى به سر مىبرديم بين ما تقسيم كرد . » 2 مىتوان گفت ، مختار از جانب امام زين العابدين ( ع ) به انقلاب فرمان داده شده بود . امام بنا به دلايلى ، به مختار گفت كه مردم را به سوى محمّد بن حنفيه دعوت كند و در همين زمان بر محمّد بن حنفيه لازم دانست تا رهبرى انقلاب اسلامى را به عهده گيرد زيرا ، امام در همين زمان مشغول رهبرى انواع ديگرى از انقلابها بود . اوّلين كسى كه زهد و پارسايى را به صورت يك سنّت درآورد امام زين العابدين ( ع ) بود و هم او بود كه رهبرى همهء فقهاى زمانش را بر عهده داشت . همهء مذاهب ، امام را تقديس كرده‌اند و آثار شگرفى از زهد و علم امام و نيز ارتباط امام با خدا و توجّه ايشان به سوى پروردگار ، در سرزمينهاى اسلامى باقى بود . هنگامى كه تاريخ را از نظر مىگذرانيد به شخصيّتهايى همچون ، سعيد بن مسيب ، سعيد بن جبير ، جبير بن مطعم ، ابو خالد كابلى ، يحيى بن ام الطويل و زهرى برمىخوريد كه همگى رهبران امّت اسلام به شمار مىآمدند و از عناصرى بودند كه سرنوشت امّت را رقم مىزدند و سنّى و شيعه و خوارج و مرجئه و معتزله و اشاعره همگى بدين حقيقت اعتراف دارند كه همهء اين اشخاص از شاگردان امام زين العابدين ( ع ) بودند . امام سياستمدارانى همچون ، مختار و نظاميانى همچون ، ابراهيم بن مالك اشتر و عبد اللّه حر و افرادى مدير ، تربيت كرده ، و ايشان را براى همكارى با انقلاب گسيل مىداشته است .

امام زين العابدين و انقلاب فرهنگى

امام ( ع ) در همين زمان مسيب و سعيد و زهرى را براى وظايف ديگرى برمىگزيند و همزمان به نشر اسلام و بينش اسلامى ، در ميان بردگانى مىپردازد كه فتوحات غير معقول بنى اميه ، آنها را به سرزمين اسلامى كشانده بود . اين بردگان ، براى اسلام و حكومت اسلامى خطر بزرگى ايجاد كرده