توان ايستادن نداشت .
زيد بن على ( پسر امام ) نقل كرده است : « امام ( ع ) زمانى كه از نماز خود فارغ مىشد زانوهايش نمىتوانست حضرت را تا بستر خود برساند و امام همچون كودكان خود را تا بستر مىكشيد . » امام زين العابدين ( ع ) زمانى كه در برابر پروردگار خود مىايستاد ، به نجوا و گريه مىپرداخت . يك بار امام باقر ( ع ) از پدر خود پرسيد : « پدر ! چرا اينقدر نماز مىخوانى » ؟
حضرت ( ع ) چنين پاسخ داد : « به درگاه خداوند نماز مىگزارم شايد كه مرا دوست بدارد . » گرچه خداوند ، امام ( ع ) را دوست مىداشت . زمانى كه در مكّه باران كم شده بود و تشنگى ، مردم را رنج مىداد حضرت براى نزول باران در مكّه به درگاه پروردگار دعا كرد ، سپس به سجده افتاد و چنين گفت : « پروردگارا اگر على بن الحسين را دوست دارى بر ايشان باران ببار ، پروردگارا تو را به دوستى خود قسم مىدهم باران خود را بر ايشان فرو فرست . » هنوز كلام امام تمام نشده بود كه باران همچون دهانهء مشك بر ايشان باريدن گرفت . 9
امام با اين عمل منزلت خود را براى مردم آشكار كرد و نيروى روحى به آنان بخشيد ، قدرتى كه به يك نيروى اخلاقى و مفهوم صحيحى از آن و در نتيجه به عامل سازندهاى در ميان امّت تبديل شد . امّت اسلامى نيز به اين روحيه نياز داشت . نماز و تلاوت قرآن امام ، براى امّت ضرورى بود ، امورى كه درخور مقام امام ، در ميان امّت بوده است .
براى آشنايى با امام زين العابدين ( ع ) به تاريخ بنگريد . زمانى كه حضرت در ميان ازدحام و شلوغى و - هنگام زيارت مسلمانان - قصد زيارت خانهء خدا را داشت مردم پراكنده مىشدند و راه را باز مىكردند تا ايشان بتواند حجر الاسود را براحتى لمس كند .
چگونه اين منزلت به دست آمده است ؟
مردم ، زندگى امام زين العابدين را درك كرده و به ارزش وجودى امام پى برده بودند و محبّت امام در دل و جان ايشان جاى گرفته بود .
امام ( ع ) چگونه بحران فكرى را بررسى كرد ؟
امام زين العابدين ( ع ) بحران فكرى را با جهتگيريها و افكار خود يعنى همان انديشههاى مكتبى كه در كتابهاى مفصّل مىيابيم ، بررسى كرد . كسى كه به مطالعهء اين افكار و جهتگيريها بپردازد ، درمىيابد كه تمامى آنها از عمق اسلام و نتيجهء انديشهء امامان معصوم ( ع ) و رهنمودهاى ايشان ريشه مىگيرد ، كه امام زين العابدين ( ع ) نيز از زمرهء آنها به شمار مىآيد .
امام ، بحرانهاى اجتماعى را نيز بر اساس آموزشهاى خود ، مورد پژوهش قرار مىداد . كسى كه