امام نوشت و به ايشان چنين عرضه داشت : « اى فرزند رسول اللّه ! اين كار با موقعيّت شما در ميان مسلمانان مناسبتى ندارد كه مادر خود را به عقد فردى از موالى در آوريد » امام نيز پاسخى بدين مضمون به او داد : « هرگز چنين نيست ، اين عمل را تنها براى برپايى ارزشهاى اسلامى انجام دادم و در اين كار به رسول خدا ( ص ) اقتدا كردم . اسلام آمده است تا اين انديشههاى جاهلى را از ميان بردارد . »
امام مسلمانان ، كسى است كه بايد از خود آغاز كند تا بتواند رهبرى جامعه را به دست آورد .
بهاى اين عمل از نظر تمدّن بسيار زياد است و امّت را با ارزشها و معانى و الا آشنا مىكند و هنگامى كه اين جداييها از ميان برود ، شايستگيها فرصت ظهور مىيابند . هنگامى كه تاريخ را مطالعه مىكنيم ، فهرست بزرگى را از نوابغ مسلمان كه بيشتر آنها غير عرب يا موالى بودهاند ، در مقابل خود مىيابيم . بهترين پزشكان و فلاسفه و محدّثان و مخترعانى كه در جهان اسلام نامى از خود بر جاى گذاشتهاند غير عرب بودهاند و از همان افرادى به شمار مىآمدهاند كه موالى ناميده مىشدهاند و اگر در زمان آنها اختناق ، حاكميّت يافته بود هرگز شاهد چنين شايستگيهايى نبوديم . براى مثال ، فاتح اندلس كه فرماندهء ارتش مسلمانان بود و سرزمينى را گشود كه آن مانند پلى موجب انتقال تمدّن اسلامى به غرب شد ، خود فردى از موالى بود ( طارق بن زياد ) اسلام به چنين فردى آزادى داد و او نيز به سهم خويش نيرو و انرژى خود را در اين راه به كار بست .
از آنچه كه شك در آن راه ندارد ، اين واقعيت است كه فتوحات اسلامى با فتوحات استعمارگرانه ، اختلافى ريشهاى دارد زيرا ، اسلام در فتوحات خود هدفى جز ترقّى و تعالى ملّتها ندارد و در عمل نيز چنين بوده است . مسلمانان هنگامى كه منطقهاى را مىگشودند در حالى روانهء فتح منطقهء ديگرى مىشدند كه از پشتيبانى افراد منطقهاى كه قبلا آن را فتح كرده بود ، بهرهء كافى داشتند و در سختى و گرفتاريهاى زندگى با ايشان شريك بودند و به همين سبب فلاسفه ، پزشكان ، دانشمندان و بسيارى از فرماندهان نظامى كه در سرنوشت اسلام سهم بسزائى داشتند در مناطقى كه به دست مسلمانان فتح شده بود ، ظهور كردند .
اينها برخى از ارزشهايى بودند كه اسلام خواهان برپايى آن بود و اينها نيز همان ارزشهايى بودند كه جنبش مكتبى براى آنها به جنگ پرداخت و با خون رزمندگان خود درخت آن را آبيارى كرد ، براى اينكه آن درخت باقى بماند و به رشد خود ادامه دهد .
در اينجا اين سؤال پيش مىآيد كه : اگر جنبش مكتبى در تاريخ اسلام وجود نداشت چه بر سر كشورهاى اسلامى آن روزگار مىآمد . ؟
ضرورتى ندارد كه براى پاسخ به اين سؤال دوباره خود را به زحمت بيندازيم . پاسخ اين سؤال
امامان شيعه و جنبشهاى مكتبى ( فارسي ) — صفحة 373
مساهمون: السيد محمد تقي المدرسي
ص٣٧٣